🔹Hannah Arendt - Banality of Evil is never far away
🔹هانا آرنت – ابتذال شر هرگز از ما دور نیست
Eichmann was found guilty on all counts and sentenced to death.
آیشمن در تمام موارد اتهامی مجرم شناخته شد و به اعدام محکوم گردید.
He was hanged in May 1962.
او در ماه مه ۱۹۶۲ به دار آویخته شد.
Before he died, he said, "Long live Germany.
قبل از مرگش گفت: «زندهباد آلمان.
Long live Argentina.
زندهباد آرژانتین.
Long live Austria.
زندهباد اتریش.
I shall not forget them."
من آنها را فراموش نخواهم کرد.»
He then added calmly with what he seemed to consider dignity,
سپس با آرامشی که بهنظر میرسید وقار تلقی میکند، اضافه کرد:
"We all must die."
«همهی ما باید بمیریم.»
He had misremembered or borrowed a line from a play,
او جملهئی را از یکنمایشنامه بهاشتباه بهخاطر آورده یا از آن قرض گرفته بود،
Apparently unaware of the irony that in the play the speaker is drunk.
ظاهراً از این طنز که گوینده در نمایشنامه مست است، بیاطلاع بود.
Even at the end he could not escape the cliché.
حتی در پایان هم نتوانست از کلیشه فرار کند.
The court was right to hang him.
دادگاه حق داشت او را اعدام کند.
My quarrel was never with the verdict.
اختلاف من هرگز با حکم نبود.
It was with the framing, with the political theater that surrounded the trial,
اختلاف من با چارچوببندی، با آن نمایش سیاسی بود که دادگاه را احاطه کرده بود،
With the attempt to turn it into a lesson about the eternal persecution of the Jews,
با تلاش برای تبدیل آن به درسی در مورد آزار و اذیت ابدی یهودیان،
When what it actually revealed was something universal and therefore more terrifying,
در حالی که آنچه در واقع [دادگاه] آشکار کرد چیزی جهانشمول و بنابراین وحشتناکتر بود،
That ordinary men functioning within ordinary institutions can perpetrate extraordinary evil,
این که انسانهای معمولی که درون نهادهای معمولی کار میکنند میتوانند مرتکب شرارتهای خارقالعاده شوند،
Not by becoming monsters,
نه با تبدیل شدن به هیولا،
But by ceasing to think.
بلکه با دست کشیدن از تفکر.
This is the question Jerusalem left open,
این پرسشی است که اورشلیم بیپاسخ گذاشته است،
Not how do we punish the guilty,
نه این که چهگونه مجرم را مجازات کنیم،
But how does an entire civilization produce men for whom obedience replaces conscience?
بلکه این که چهگونه تمدنی کامل انسانهائی را تربیت میکند که برایشان اطاعت جایگزین وجدان میشود؟
How do we guard against that?
چهگونه در مقابل آن حفاظت شویم؟
Eichmann is dead,
آیشمن مرده است،
But the conditions that made Eichmann possible,
اما شرایطی که آیشمن را ممکن ساخت،
The bureaucracy, the language rules, the relief of personal judgment, those are not gone.
بوروکراسی، قوانین زبانی، آسودهگی از قضاوت شخصی، اینها از بین نرفتهاند.
They are never far away.
آنها هرگز از ما دور نیستند.
@No_2_Execution