@moooonchildd · 70 subscribers
music+art+pic+book+text
The short link opens the channel straight in the Telegram app — not in a browser tab.
tg.me/go/moooonchilddIs this your channel? Add @tgme as admin — and see how many people click your links. Get the stats →
Channel created September 30, 2024per Telegram
We have been tracking it since September 9, 2026
In all that time the channel has changed neither its name, nor its @username, nor its avatar.
We show only what we have seen ourselves.
فرداش هم شاید بقیه فقط بگن:
چیشده؟ مگه اتفاق خاصی افتاده؟
و تو فقط نگاهشون میکنی، چون چطور میشه توضیح داد که همیشه قرار نیست یک اتفاق بزرگ بیفته تا آدم خسته بشه؟
گاهی آدم از صدتا چیز کوچیک خسته میشه.
از حرفی که نزد.
از حرفی که شنید.
از پیامی که منتظرش موند.
از رابطهای که زیادی براش وقت گذاشت.
از خودش که هر شب هزار بار همهچیز رو تحلیل کرد و صبح دوباره با همون ذهن شلوغ از خواب بیدار شد.
خستم، اما نه جسمی.
طبق معمول، برای یک آدمی که همهچیز رو زیادی حس میکنه، خستگی روحی.
انگار مغزم یاد نداره خاموش بشه.
موقع کار کردن فکر میکنه،
موقع استراحت فکر میکنه،
موقع غذا خوردن فکر میکنه،
حتی وقتی هیچ کاری نمیکنم، باز یه چیزی ته ذهنم در حال اتفاق افتادنه.
گاهی دلم میخواد فقط چند ساعت، هیچچیز رو تحلیل نکنم.
نه اینکه بفهمم چرا فلانی این حرف رو زد،
چرا یکی پیام نداد،
چرا یکی رفت،
چرا یکی موند،
چرا از یک رفتار ساده هزار معنی ساختم.
فقط دلم میخواد یک شب، مغزم دست از توضیح دادن دنیا ، برای خودم برداره.
دلم میخواد یک نفر باشد که لازم نباشه برای فهمیده شدن، همهچیز رو از اول توضیح بدم.
یکی که وقتی میگم خوب نیستم، سریع نگه چیشده؟
فقط بشینه کنارم و بفهمه که بعضی وقتا آدم حتی خودش هم نمیدونه چیش شده.
شاید مشکل من همین باشه
همیشه دنبال جایی بودم که بتونم خودِ واقعیم رو زمین بذارم.
بدون شوخی، بدون خنده، بدون چیزی نیست، بدون اینکه مجبور باشم وانمود کنم حالم خوبه.
و وقتی چنین جایی پیدا نکردم، خودم شدم اون جایی که همهچیز رو توش ریختم.
اما خودم هم خسته شدم از اینکه همیشه خودم، خودمو جمع کنم.
شاید باید یاد بگیرم هر چیزی رو تا آخر توی خودم نگه ندارم.
شاید باید گاهی حرف بزنم، حتی اگر کامل و مرتب نباشه.
حتی اگر نتونم دقیق توضیح بدم چه حسی دارم.
شاید لازم نیست همیشه دلیل مشخصی برای خستگیهام داشته باشم.
شاید بعضی شبها فقط باید قبول کنم که امروز سخت گذشت.