بخاري در صحيحش از عروه بن زبير رضی الله عنه روایت میکند: از عبدالله بن عمرو در مورد بدترین رفتاری که مشرکان با رسول الله صلى الله عليه وسلم داشتند، پرسیدم که گفت: درحالی که رسول الله صلى الله عليه وسلم نماز می خواند، عقبه بن ابی معیط را دیدم که به سوی ایشان آمد و ردایش را به دور گردن رسول الله صلی الله علیه وسلم پیچاند و به شدت فشرد تا ایشان را خفه کند که ابوبکر آمد و او را از رسول الله صلی الله علیه وسلم دور نمود و فرمود: «أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ» [غافر: 28] «آیا می خواهید این مرد را [فقط به این جرم] بکشید که می گوید: پروردگارم الله است و [در تأیید سخنش نیز] دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟» (ص 702 برقم 3678).
و پیشتر هم بیان شد که عقبه بن ابی معیط همان کسی است که شکمبه شتر را بر رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم در حالی که در سجده بود قرار داد.
اما نضر بن حارث، ابن اسحاق در باره او می گوید: از جمله شیاطین قریش و از جمله کسانی بود که رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم را اذیت و با او دشمنی می نمود. او به حیره آمده و زندگینامه پادشاهان فارس و رستم و اسفندیار را آموخته بود. هنگامی که رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم در مجلسی نشسته بود و به بیان یاد الله پرداخت و امتش را از آنچه امت های پیشین به آن از خشم الله دچار شده بودند برحذر داشت از پست سر مجلس برخواست و گفت: قسم به الله ای جماعت قریش سخنان من از او بهتر است پس نزد من جمع شوید که سخنان من از سخنان او نیکوتر است سپس از پادشان فارس و رستم و اسفندیار سخن گفت سپس می گفت:چه چیز محمد از سخنان من بهتر بود؟ ابن هشام می گوید: و او کسی است که گفت: به مانند آنچه الله نازل نموده نازل خواهم کرد.
ابن اسحاق می گوید: و شنیدم که ابن عباس فرموده بود: در باره او هشت آیه از قرآن نازل شد. فرموده الله صاحب عزت و جلال: {إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِين (15)} [القلم] «هنگامی که آیات ما بر او خوانده میشود، میگوید: [اینها] افسانههای [خیالی] گذشتگان است.» و آنچه که در قرآن کلمه اساطیر بیان شده است. (السيرة النبوية 1/ 326)
این شخص پرچم دار مشرکان در جنگ بدر بود و این دو عقبه بن ابی معيط و نضر بن حارث در جنگ بدر اسیر شدند و با اسیران دیگر به مکانی به نام اثیل آورده شدند. (الأثيل: مکانی در فاصله بدر و صفراء است . وفاء الوفا 2/ 242. واقدي می گوید: الأثيل دره ای به طول سه مایل است، که فاصله میان آن و بدر دو مایل است. مغازي الواقدي 1/ 113).
پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم دستور داد گردن نضر بن حارث را بزنند که علي بن ابی طالب با یک ضربه شمشیر او را کشت. الله این کافر را خوار و ذلیل نمود. می فرماید: {وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ} [المنافقون: 8] «عزت، از آنِ الله و فرستادۀ او و مؤمنان است.»
اما عقبه بن ابی معيط پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم دستور داد در مکانی به نام عرق الظبيه گردنش را بزنند. (مكانی است که دو مایل پایین تر از روحاء است. وفاء الوفا 4/ 1009/1259).
مسلمانی که او را به اسیری گرفت عبد چالله بن سلمه بود. عقبه هنگامی که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم دستور به کشتنش داد گفت: ای محمد بعد از من سرپرست فرزندانم چه کسی باشند؟ به پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم التماس می نمود. پیامبر عليه الصلاة والسلام فرمود: «النَّارُ» «آتش». و کسی که او را کشت عاصم بن ثابت بود. (السيرة النبوية 2/ 236 وأخرجه ابن جرير 2/ 38، والبيهقي في السنن الكبرى 6/ 323. وأخرجه أبو داود ص 303 حديث رقم 2686، وصححه الألباني رحمه الله في صحيح سنن أبي داود برقم 2336).
و در روایت واقدي آمده: هنگامی که عاصم بن ثابت نزد او آمد تا او را بکشد گفت: ای جماعت قريش، در این میان چرا باید من کشته شوم؟ گفت: بخاطر دشمنی ات با الله و رسولش. پس به او دستور داد و او گردنش را زد. رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «بِئسَ الرَّجُلُ كُنتَ وَاللَّهِ مَا عَلِمتُ كَافِراً بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَبِكِتَابِهِ مُؤذِياً لِنَبِيِّهِ، فَأَحمَدُ اللَّهَ الَّذِي هُوَ قَتَلَكَ، وَأَقَرَّ عَينَيَّ مِنكَ» «مرد بدی بودی به الله قسم کافر به الله ، رسول و کتابش نمی شناسم اینگونه پیامبرش را اذیت نموده باشد الله را حمد و سپاس می گویم که با کشتن تو چشمانم را روشنی بخشید. (مغازي الواقدي 1/ 114).
و نمونه های بسیاری در باره کسانی که با او دشمنی نموده و اذیت و آزار دادند وجود دارد که سرانجام شان در این دنیا پیش از آخرت چگونه بود؟! الله متعال میفرماید: {إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأَبْتَر (3)} [الكوثر] بیتردید، دشمنت [از همۀ خیرات و برکات و نام و نشان، بیبهره و] بُریده است.
1
1August 19, 2026 114 2