خطبه هفتاد و شش: زندگینامه عثمان بن عفان رضی الله عنه الحمد للَّه… — مَواعِظٌ بَليغَة — TG.ME

خطبه هفتاد و شش: زندگینامه عثمان بن عفان رضی الله عنه  الحمد للَّه والصلاة والسلام على رسول الله وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله وبعد،  این خطبه، گلچینی از زندگی بزرگمردی از بزرگمردان این امت، خلیفه ای از خلفای بزرگوار، صحابی ای بزرگوار از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم است که از زندگی عطرآگینش درس ها و پندها گرفته ایم. این صحابه شش سال قبل از عام الفیل بر قول صحیح متولد و جزو کسانی است که بر دستان ابوبکر صدیق مسلمان شدند و از جمله سبقت گیرندگان به اسلام بود. همسرش، رقیه دختر پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم بود، هنگامی که همسرش وفات یافت خواهرش ام کلثوم را به همسری گرفت و لقب ذوالنورین را گرفت. علما می فرمایند: هیچ کس جز او با دختر پیامبر ازدواج نکرد که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم در موردش فرمود: «أَلَا أَسْتَحِي مِنْ رَجُلٍ تَسْتَحِي مِنْهُ الْمَلَائِكَةُ» «آیا حیا نکنم از مردی که ملائکه از او حیا می کنند؟».  (صحيح مسلم ص 977 برقم 2401).  در مورد او همچنین فرمود: «بَشِّرهُ بِالجَنَّةِ عَلَى بَلوَى تُصِيبُهُ» «بخاطر مصیبتی که به او می رسد او را به بهشت مژده دهید.» (صحيح البخاري ص 705 برقم 3693، وصحيح مسلم ص 978 برقم 2403)  و او یکی از ده نفری است که مژده بهشت به او داده شده است و یکی از شش نفری است که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم در حالی وفات یافت که از آنها راضی بود. او خلیفه راشد، امیر المؤمنین عثمان بن عفان ابو العاص قرشي اموي است . تاریخ نگاران او را مردی چهارشانه که نه بلندقد و نه کوتاه قد، خوب چهره، پوستی سفید مایل به سرخی ، ریش بلند، شانه هایش پهن، زیباترین مردم که دهان و دندان هایش نیکو بود توصیف می کنند. این صحابی دارای مواضع بزرگی است که دلالت بر فضیلت و یاری دادن او برای این دین دارد که از آن جمله این که دو مرتبه هجرت نمودند یک مرتبه به حبشه و بار دوم به مدینه است و جیش العسره را آماده نمود و چاه رومه را حفر نمود و به مسلمانان بخشید همانگونه که مسجد نبوی را وسعت بخشید و در زمان زمامداری اش قرآن کریم جمع آوری شد ، پیروزی های مسلمانان گسترش یافت و به مشرق و مغرب زمین رسید.   ترمذي از عبد الرحمن بن سمره رضی الله عنه روایت می‌کند: عثمان رضي الله عنه با هزار دینار نزد پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم آمد. حسن بن واقع می گوید: و در حدیثی دیگر آمده که آن را در دامان پیامبر قرار داد. عبد الرحمن می گوید: دیدم پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم در دامانش می گرداند و دو بار می فرمود: «مَا ضَرَّ عُثمَانُ مَا عَمِلَ بَعدَ اليَومِ» «هیچ عملی بعد از امروز به عثمان ضرر نمی رساند.» (ص 579 برقم 3701 وقال الترمذي: حديث حسن غريب من هذا الوجه، وصححه الألباني رحمه الله في صحيح سنن الترمذي 3/ 208).  زهري می گوید: عثمان بن عفان لشکر  مسلمانان را در غزوه تبوک با نهصد و چهل شتر و شصت اسب تجهیز نمود.  ترمذي در سننش از ثمامه بن حزن قُشيري روایت می‌کند: در داستان محاصره او در خانه اش حاضر بودم و هنگامی که عثمان بر کسانی که قصد کشتنش را کردند اطلاع یافت فرمود: آنهایی که شما را تحریک کردند و بر علیه من متحد نمودند و شما را از من متنفر نمودند، نزد من بیاورید. گفت: آن دو دسته گویی اینکه شتران یا خران خشمگین و عصبانی هستند آمدند. گفت: عثمان روبه آنها نمود و فرمود: شما را به حق الله و حق اسلام گواه می گیرم آیا می دانید وقتی رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم قدم در مدينه گذاشت و آب گوارایی جز آب چاه رومه نبود فرمود: «مَنْ يَشْتَرِي بِئْرَ رُومَةَ فَيَجْعَلَ دَلْوَهُ مَعَ دِلَاءِ الْمُسْلِمِينَ بِخَيْرٍ لَهُ مِنْهَا فِي الْجَنَّةِ» «هرکس بئر رومه را بخرد و دیگر مسلمانان را در آن سهیم گرداند، نعمتی بهتر از آن در بهشت از آنِ اوست» پس آن را با مال خودم خریدم و شما امروز مرا از نوشیدن آن منع می کنید تا از آب دریا بنوشم. گفتند: الله گواه باشد بله. فرمود: شما را به حق الله و حق اسلام گواه می گیرم آیا می دانید که مسجد گنجایش اهل مسجد را نداشت رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «مَنْ يَشْتَرِي بُقْعَةَ آلِ فُلَانٍ فَيَزِيدَهَا فِي الْمَسْجِدِ بِخَيْرٍ لَهُ مِنْهَا فِي الْجَنَّةِ» «هرکس قطعه زمین آل فلان را خریده و به مسجد اضافه کند، پاداشی بهتر از آن برای وی در بهشت می‌باشد» پس من از مال خودم آن را خریدم و شما امروز مرا از خواندن دو رکعت در آن منع می کنید. گفتند: الله گواه باشد بله. فرمود: شما را به حق الله و حق اسلام گواه می گیرم آیا می دانید من جیش العسره را از مال خودم آماده کردم؟ گفتند: الله گواه باشد بله.

August 7, 2026 238 1