خطبه هفتاد و هفت: اندیشیدن در فرموده:{إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِين (95)}
الحمد للَّه والصلاة والسلام على رسول الله وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله وبعد،
الله متعال این قرآن بلندمرتبه را برای تدبر و عمل به آن نازل نموده است. می فرماید: {أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (24)} [محمد]آیا در قرآن تدبّر نمیکنند یا قفلها[ی غفلت] بر دلهایشان نهاده شده است؟
و در جهت عمل بخشیدن به این آیه گوش جان می سپاریم به آیه ای از کتاب الله و به آنچه در آن از پندها و عبرت هاست می اندیشیم.
می فرماید: {إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِين (95)} [الحجر] بیتردید، ما [شرّ] مسخرهکنندگان را از تو دور میکنیم.
شيخ عبدالرحمن بن سعدي رحمه الله می فرماید:بدون شک ما تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخره کنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و الله مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد و پیامبرش را از شر آنان در امان خواهد داشت و الله چنین نمود، زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت او را نابود نمود، و به بدترین صورت شکست داد. (تفسير ابن سعدي ص 95). اهـ.
فرموده: {فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم (137)} [البقرة] «پس [ای پیامبر، پروردگار یکتا برای حمایتِ تو کافی است و] به زودی الله [شرِّ] آنها را از تو دفع خواهد نمود و او شنوای داناست.» و نمونه آن در سنت بسیار است.
بخاري ومسلم در صحيح شان از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت میکنند: روزي، رسول الله ﷺ كنار كعبه مشغول نماز خواندن بود. و قریش در مجالس خود گرد هم نشسته بودند. يكي از آنان گفت: آیا به این شخص ریاکار نمی نگرید؟! کدامیک از شما به سوی شتران فلان قبیله می رود و شکمبه ، خون و بچه دان آن را بياورد و هنگامي كه محمد به سجده ميرود، آن را بر پشت او بگذارد.
بدبختترين آنان (و در روایتی عقبه بن ابی معیط) رفت و آن بچه دان را آورد و منتظر ماند كه محمد ﷺ به سجده برود. وقتي پيامبر ﷺ به سجده رفت، آن را ميان شانه هاي رسول الله ﷺ گذاشت. بعد از آن، همه قهقهه سر دادند و يكديگر را تنه مي زدند. به فاطمه رضی الله عنها که در آن هنگام کم سن و سال بود خبر دادند و او به سرعت خود را رساند رسول الله ﷺ كه در سجده بود سر خود را از سجده بر نداشت، تا اينكه فاطمه رضي الله عنها آمد و آن را از پشت ایشان ﷺ برداشت و دور انداخت. و او آنها را نفرین نمود. هنگامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم نمازش به پایان رسید سه بار فرمود: «اللَّهُمَّ عَلَيْكَ بِقُرَيْشٍ، اللَّهُمَّ عَلَيْكَ بِقُرَيْشٍ، اللَّهُمَّ عَلَيْكَ بِقُرَيْشٍ» «بار الها قریش را نابود کن» سپس آنها را نام برد: «اللَّهُمَّ عَلَيْكَ بِعَمْرِو بْنِ هِشَامٍ، وَعُتْبَةَ بْنِ رَبِيعَةَ، وَشَيْبَةَ بْنِ رَبِيعَةَ، وَالْوَلِيدِ بْنِ عُتْبَةَ، وَأُمَيَّةَ بْنِ خَلَفٍ، وَعُقْبَةَ بْنِ أَبِي مُعَيْطٍ، وَعُمَارَةَ ابْنِ الْوَلِيدِ» «بار الها عمرو بن هشام، عتبه بن ربیعه، شیبه بن ربیعه، ولید بن عتبه، امیه بن خلف، عقبه بن ابی معیط و عماره بن ولید را هلاک کن».
عبدالله ميگويد: به الله سوگند، من روز بدر لاشه هاي مردار همه آنها را دیدم که کشان کشان در یکی از گودال های بدر انداختند سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «وَأُتْبِعَ أَصْحَابُ الْقَلِيبِ لَعْنَةً» «کسانی که درگودال افتادند به لعنت الله گرفتار شدند.» (ص 119 برقم 520، وصحيح مسلم ص 746 برقم 1794)(قليب بدر: یعنی چاه متروکه و مسافت میان بدر و مدینه 153 كيلومتر است. «غزوة بدر الكبرى» للأستاذ محمد باشميل).
و در روایتی آمده: آنها از نفرین پیامبر ﷺ ، خیلی ناراحت شدند. ابن مسعود فرمود: زیرا معتقد بودند كه دعا، در آن شهر پذیرفته میشود. (صحيح البخاري ص69 برقم 240).
از سرسخت ترین کافران که با رسول الله صلی الله علیه وسلم دشمنی داشتند دو مرد به نام های عقبه بن ابی معيط و نضر بن حارث بود.
ابن كثير رحمه الله می فرماید: (هذان الرجلان من شر عباد اللَّه وأكثرهم كفراً وعناداً وبغياً وحسداً وهجاء للإسلام وأهله لعنهما اللَّه وقد فعل) «این دو مرد بدترینِ بندگان الله می باشندکه بیشترین کفر، لجاجت، نفرت ، حسادت، توهین و ناسزاگویی را به اسلام و مسلمانان داشتند الله آن دو را لعنت کند که اینچنین هم شد.» (البداية والنهاية 5/ 189).
قسمتی از کارهایی که این دو مرد انجام دادند را بازگو می کنم که دلالت بر کینه و نفرت این دو نسبت به پیامبر صلی الله علیه وسلم و اسلام و مسلمانان دارد.
2August 19, 2026 92 2