فرموده: {وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَة (5)} زیر سؤال بردن آن برای… — مَواعِظٌ بَليغَة — TG.ME

فرموده: {وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَة (5)} زیر سؤال بردن آن برای ترساندن از آن موضوع است گویی اینکه بگوید از کارهایی نیست که عقل ها بتواند آن را درک کند سپس آن را با این فرموده تفسیر می کند: {نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَة (6)} یعنی: این آتشی است که فقط به الله سبحان نسبت داده می شود زیرا او بوجود آورنده آن در جهان است که جز او کسی به آن علم ندارد.
ابوسعید می گوید: در اضافه کردن آن به سوی الله سبحان و وصف او به برافروختن آن یعنی مبالغه در شعله ور شدن آن است که شعله ور تر شدنی بیشتر از آن دیگر وجود ندارد. (تفسير أبي السعود 9/ 199).

فرموده: {الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفْئِدَة (7)}، ابن جرير می فرماید: یعنی آتشی که درد و گرمای سوزناک آن بر قلب ها چیره است. (تفسير الطبري 12/ 689)

زمخشري می گوید: يعني آن را در درونشان داخل می کند تا به سینه هایشان و به دل هایشان که مرکز قلب هاست می رسد و در بدن انسان چیزی لطیف تر از دل وجود ندارد و دردی شدیدتر از آن نیست با کمترین اذیتی که به آن می رسد بدان دچار می شود پس چگونه است هنگامی که آتش جهنم به آن برسد و بر آن مسلط شود؟! و درست است که به دل ها اختصاص یابد زیرا محل کفر، عقاید فاسد و نیت های بد است. (الكشاف 4/ 223).

بعضی از مفسران گفته اند: اختصاص آن به دل بدین خاطر است که درد هنگامی که به آن برسد دارنده آن می میرد یعنی آنها در حالتی از مردن قرار می گیرند در حالی که مرگی در کار نیست. (زاد المسير في علم التفسير 9/ 229 - 230) همانگونه که الله متعال می‌فرماید: {ثُمَّ لاَ يَمُوتُ فِيهَا وَلاَ يَحْيَى (13)} [الأعلى] «سپس در آن، نه می‌میرد و نه به خوشی زندگی می‌کند.
ومی فرماید: {وَيَاتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَأَىئِهِ عَذَابٌ غَلِيظ (17)} [إبراهيم] «و مرگ از هر سو به سراغش می‌آید و در عین حال نمی‌میرد و عذابی سخت پیش روی اوست.

می فرماید: {لاَ يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُور (36)} [فاطر] «نه برآنان حکم می‌شود که بمیرند و نه از عذابشان در دوزخ کاسته می‌گردد. بدین‌سان هر ناسپاسی را مجازات می‌کنیم.

فرموده: {إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَة (8)}، یعنی: کاملاً بسته است و راه گریزی از آن نیست.

فرموده: {فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَة (9)} زمخشري می گوید: «به معنای تأکید بر ناامید بودنشان از خروج و یقینشان به زندانی بودن همیشگی شان دارد پس درها بر آنان بسته می‌شود و ستون ها یکی پس از دیگری بر آنها کشیده می شود.» (الكشاف 4/ 223) وصدق اللَّه إذ يقول: {نَبِّاءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيم (49) وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيم (50)} [الحجر] به بندگانم خبر بده که به‌راستی من آمرزنده‌ی مهرورزم. و بی‌گمان عذابم، عذاب دردناکی است.

می فرماید: {وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِين (43) لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُوم (44)} [الحجر] و به‌طور قطع جهنم میعادگاه همه‌ی آنان است. دارای هفت دروازه است و هر دری، سهم مشخصی از آنان دارد.

شيخ ابن عثيمين رحمه الله می فرماید: در این حالت بیاندیش اگر انسانی در اتاقی یا ماشینی باشد و آن آتش بگیرد و راه فراری نداشته باشد ، درها قفل شده باشند چکار می تواند بکند؟ او در حسرت و ندامت بزرگی قرار خواهد گرفت که نظیر و مانندی ندارد و همچنین در آتش{عَلَيْهِم مُّؤْصَدَة (8) فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَة (9)}، یعنی: آتش بر او احاطه کرده و بر او ستون های کشیده شده است یعنی او را از همه جهات و زوایا دربرگرفته تا آنجا که کسی توانایی باز کردن یا خروج از آن را ندارد.
بر مؤمن واجب است که از این صفات نکوهیده بپرهیزد از این که با گفتار یا عمل بر مردم عیب بگیرد و بر مال و دارایی حریص باشد و آن را بگونه ای جمع نماید گویی این که انسان برای مال آفریده شده تا برای همیشه برای او باشد و کسی که این صفاتش باشد سزایش این آتش است.(انظر تفسير الشيخ ابن عثيمين لجزء عم ص 318 – 322).

والحمد للَّه رب العالمين وصلى الله وسلم على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين

💎@mawaaez
❤4
July 7, 2026 678 5