مسلم در صحيحش از بعضی همسران پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم روایت میکند: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» «کسی که نزد جادوگری برود و در مورد چیزی از او سئوال کند، نماز چهل شب او پذیرفته نمی شود.» (ص 917 برقم 2230)
و در صحيحين از عایشه رضي الله عنها روایت است: عده ای از رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره فالگیرها پرسیدند. رسول الله صلی الله علیه و سلم به آنان فرمود: «لَيْسُوا بِشَيْءٍ» «آنها چیزی نیستند.» گفتند: يا رسول الله گاهی از چیزی سخن می گویند که درست درمی آید؟ رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم: «تِلْكَ الْكَلِمَةُ مِنَ الْحَقِّ، يَخْطَفُهَا الْجِنِّيُّ، فَيَقُرُّهَا فِي أُذُنِ وَلِيِّهِ قَرَّ الدَّجَاجَةِ، فَيَخْلِطُونَ فِيهَا أَكْثَرَ مِنْ مِئَةِ كَذْبَةٍ» «آن سخنى از حقيقت است كه جن ها آن را مى دزدند، و در گوش دوستان خويش (جادوگران) چون صدای مرغ قرار مى دهند، و صدها دروغ را با آنها یکجا مى كنند.» (ص 1196 برقم 6213، وصحيح مسلم ص 916 – 917 برقم 2228)
این احادیث از رفتن نزد فالگیرها و ساحر و امثال آنها ، سؤال پرسیدن ، تأیید و تهدیدشان بر آن نهی شده است که دلیلی بر کفر کاهن و ساحر دارد چرا که آن دو ادعای علم غیب را دارند و آن کفر است و آن دو جز با خدمت به جن و عبادتشان برای غیر الله به آن نمی رسند که کفر و شرک به الله سبحان میباشد.
و ساحر جز با خروج از این دین یا با قربانی کردن برای جن یا فریادرسی از آن یا اهانت به کلام الله یا چیزهای دیگر از هلاک کنندگان نمی تواند سحر خود را انجام دهد.
شيخ الإسلام ابن تيميه رحمه الله می فرماید: «يكتبون كلام اللَّه بالنجاسة وقد يقلبون حروف كلام اللَّه، إما حروف الفاتحة، وإما حروف {قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد (1)} [الإخلاص]، وإما غيرهما، إما بدم وإما غيره، وإما بغير نجاسة، أو يكتبون غير ذلك مما يرضاه الشيطان أو يتكلمون بذلك» «کلام الله را با نجاست می نویسند یا حروف سوره فاتحه یا حروف {قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد} یا غیر این دو را با خون و غیر آن و یا بدون نجاست یا غیر آن تغییر می دهند و یا چیزهای دیگر که شیطان را راضی می کند یا به آن سخن می گوید را می نویسند.». (الفتاوى 19/ 35)
«ولهذا كلما كان الساحر أكفر وأخبث وأشد معاداة للَّه ولرسوله ولعباده المؤمنين كان سحره أقوى وأنفذ، ولهذا كان سحر عُباد الأصنام أقوى من سحر أهل الكتاب، وسحر اليهود أقوى من سحر المنتسبين إلى الإسلام وهم الذين سحروا رسول اللَّه صلَّى اللهُ عليه وسلَّم» «بدین خاطر هر اندازه ساحر کافرتر و خبیث تر و دشمنی اش با الله و رسولش و بندگان مؤمنش شدیدتر باشد سحرش قوی تر و کاری تر است. بدین خاطر سحر بت پرستان از سحر اهل کتاب قوی تر است و سحر یهود از سحر منتسبین به اسلام قوی تر است و یهودیان کسانی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم را سحر کردند.» (بدائع الفوائد 2/ 758)
مطالب سابق از قرآن و سنت دلالت بر کفر ساحر دارد همانگونه که پیشتر گذشت؛ از او درخواست توبه می شود که توبه کند وگرنه کشته می شود و تعدادی از علما قائل به کشتن او بدون درخواست توبه هستند.
ترمذي در سننش از جندب رضي الله عنه بصورت موقوف روایت میکند که فرمود: «حَدُّ السَّاحِرِ ضَرْبَةٌ بِالسَّيْفِ» «حد ساحر این است که با شمشیر گردنش زده شود.» (ص 257 برقم 1460)
و از گروهی از صحابه رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم روایت شده که ساحر را کشته اند و به کشتن آن دستور داده اند و میانشان در این باره اختلافی نیست.
و سحر دردی است که تأثیر می گذارد. جسم ها را مریض می کند؛ سبب کشتن می شود؛ میان زن و شوهر جدایی می اندازد شریعت برای شخصی که به آن دچار شده و می خواهد مداوا شود اسباب مباحی که منجر به شفا یافتن می شود قرار داده است زیرا الله متعال برای هر دردی، درمانی قرار داده است.
بخاري در صحيحش از ابو هريره رضي الله عنه روایت میکند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «مَا أَنْزَلَ اللَّهُ دَاءً إِلَّا أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً» «الله هیچ بیماریای را نیافریده مگر اینكه دوای آن را نیز آفریده است.» (ص 1116 برقم 5678)
سحر با قرآن و دعاهای شرعی و داروهای مباح درمان می شود.
ابن قيم رحمه الله می فرماید: «وقد رُوي عنه فيه عن النبي صلَّى اللهُ عليه وسلَّم أي في علاج السحر نوعان: أحدهما وهو أبلغها استخراجه وإبطاله كما صح عنه أنه سأل ربه سبحانه في ذلك فدُل عليه. والنوع الثاني: الاستفراغ في المحل الذي يصل إليه أذى السحر» «از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که درمان سحر دو نوع است: نوع اول که مؤثرتر است این است که سحر را بیرون آورد و باطل کند همانگونه که پیامبر از پروردگارش در آن باره خواست و الله او را به آن راهنمایی نمود. نوع دوم: استفراغ کردن در محلی که به سحر دچار شده است، می باشد.» (زاد المعاد 4/ 114)
3
1February 9, 2026 510 2