خطبه هفتاد و سه: خطر سحر و حرام بودن رفتن پیش ساحر الحمد للَّه… — مَواعِظٌ بَليغَة — TG.ME

خطبه هفتاد و سه: خطر سحر و حرام بودن رفتن پیش ساحر

الحمد للَّه والصلاة والسلام على رسول الله وأشهد أن لا إله إلا اللَّه وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله، وبعد:

الله متعال می‌فرماید: {وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون (102)} [البقرة] «و [یهود] از آنچه شیاطین در [عهدِ] فرمانروایی سلیمان [از علم سحر بر مردم] می‌خواندند پیروی کردند [و مدعی شدند که سلیمان پادشاهی خویش را با سحر استوار کرده است]؛ و [حال آنکه] سلیمان [هرگز دست به سحر نیالود و] کافر نشد؛ ولی شیاطین [که] کفر ورزیدند، به مردم سحر می‌آموختند؛ و [نیز] از آنچه بر دو ملک «هاروت» و «ماروت» در بابِل نازل شده بود [پیروی کردند]؛ وبه هیچ کس چیزی نمی‌آموختند مگر اینکه [قبلاً از روی خیرخواهی به او] می‌گفتند: ما وسیلۀ آزمایش هستیم؛ پس [با به کار بستن سحر] کافر نشو. [یهودیان] از آن دو چیزهایی می‌آموختند که [بتوانند] توسط آن میان مرد و همسرش جدایی افکنند؛ هر چند بدون اجازۀ الله نمی‌توانستند به وسیلۀ آن به کسی زیان برسانند؛ و چیزی می‌آموختند که [فقط] به آنان زیان می‌رساند و [هیچ] سودی به آنان نمی‌بخشید؛ و قطعاً [یهودیان] می‌دانستند که هر کس [مشتاق و] خریدارِ آن [جادوها] باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. اگر [حقیقت را] می‌دانستند، [متوجه می‌شدند که] چه بد و زشت بود آنچه خود را به آن فروختند!»

الله سبحان از دروغ شیاطین که بر ملک سلیمان می خواندند آگاه گردانیده و از آنچه از سحر به او نسبت می دادند با نفی کفر از او آن را نفی می کند که دلالت بر کفر بودن سحر و تأکید بر کفر شیاطین دارد و شکل آن که آموزش سحر به مردم است را بیان نمود و از آنچه کفر یادگیرنده سحر را تأکید دارد فرموده الله متعال از دو ملائکه است که به مردم سحر یاد می دادند آزمایشی برای کسی که برای یادگرفتن می آمد: {إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ} یعنی با یادگرفتن سحر کافر نشو.
سپس الله سبحان آگاه می گرداند که یادگیری سحر ضرر است و سودی ندارد. می فرماید: {وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ} و آنچه سودی ندارد و ضررش قطعی است یادگیری آن جایز نیست.
سپس می فرماید: {وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ} یعنی: یهود در آنچه بر آن بودند می دانستند ساحر در آخرت بهره و نصیبی ندارد.
ابن عباس می فرماید: بهره و نصیبی ندارد.
حسن می گوید: دین ندارد.

پس آیه بر حرام بودن سحر، کفر ساحر و ضرر سحر بر مردم دلالت دارد.
الله سبحان می فرماید: {وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى (69)} [طه] «و جادوگر هر جا که باشد [و هر چه کند]، رستگار نمی‌گردد.»
این آیه رستگار بودن ساحر را در هر مکانی باشد نفی می کند که دلالت بر کفر ساحر دارد.

بخاري ومسلم از ابو هریره رضي الله عنه روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «اجتَنِبُوا السَّبعَ المُوبِقَاتِ» «از هفت گناه هلاک کننده بپرهیزید.» گفتند: يا رسول الله کدام ها هستند؟ فرمود: «الشِّركُ بِاللَّهِ، وَالسِّحرُ» «شرک به الله و سحر » و بقیه موارد را نام بردند. (ص 533 رقم 2766، وصحيح مسلم ص 63 برقم 89).
و این بر بزرگی مجازات سحر دلالت دارد زیرا با شرک ، قرین نموده و از جمله هفت گناه مهلک نام می برد که به دلیل نابودی انجام دهنده آن در دنیا از آن نهی شده است که آسیب های حسی و معنوی بر آن مترتب می گردد و در آخرت به آنچه به سبب آن از عذاب دردناک دچار می گردد او را هلاک می کند.
امام احمد در مسندش از ابوهريره رضي الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا أَوْ كَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ» «کسی که نزد جادوگر و یا کاهنی برود و آنچه که می گوید را تصدیق کند، به آنچه که بر محمدصلی الله علیه و سلم نازل شده کافر شده است.» (15/ 331 برقم 9536 وقال محققوه: حديث حسن)
❤2👏1
February 9, 2026 469 2