صورت‌حساب بحران بر سفره کارگران؛ از بندرعباس تا چابهار و شوش ⚙️… — كميته فعالين كارگرى - سوسياليستى — TG.ME

🚩⚙️ صورت‌حساب بحران بر سفره کارگران؛ از بندرعباس تا چابهار و شوش

⚙️ گزارش‌های تازه از بندرعباس، چابهار و شوش تصویری مشترک از وضعیت نیروی کار در شرایط پس از جنگ و تشدید بحران اقتصادی ارائه می‌کنند: کارگران با دستمزدهای معوق، اخراج، قراردادهای کوتاه‌مدت، نبود امنیت شغلی و دشواری دسترسی به حمایت‌های اجتماعی روبه‌رو هستند. در این میان، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، انتقال تدریجی هزینه بحران از سطح اقتصاد و بنگاه‌ها به زندگی روزمره کارگران و خانواده‌های آنان است.

بندر «شهید رجایی» شاید روشن‌ترین نمونه این وضعیت باشد. پس از جنگ ۴۰ روزه و کاهش تردد کشتی‌ها، شماری از شرکت‌های پیمانکاری فعالیت خود را محدود کرده یا نیروهایشان را کنار گذاشته‌اند. یکی از کارکنان یک شرکت ترخیص‌کاری گفته است چهار ماه است نه به کار فراخوانده شده و نه دستمزدی دریافت کرده است. شرکت نیز از صدور نامه رسمی «عدم نیاز» خودداری می‌کند؛ وضعیتی که امکان پیگیری بیمه بیکاری را برای او دشوار کرده است.

در چنین شرایطی، کارگر نه کاملاً شاغل است و نه رسماً بیکار؛ در یک برزخ اقتصادی و اداری باقی می‌ماند، در حالی که اجاره خانه، هزینه غذا، بدهی و مخارج خانواده متوقف نمی‌شوند.

کارگران بندر همچنین از پرداخت دستمزد بر اساس ارقام سال گذشته، کنار گذاشتن نیروهای باسابقه و جایگزینی آنان با نیروهای مورد اعتماد پیمانکاران سخن می‌گویند. یکی از کارگران مدعی شده حدود یک‌سوم نیروهای بندر در ماه‌های گذشته اخراج شده‌اند؛ رقمی که مستقلاً از سوی مسئولان تأیید نشده است. برخی کارگران نیز گفته‌اند پس از اخراج برای تأمین زندگی به رانندگی یا کارهای روزمزدی روی آورده‌اند.

در پایین‌ترین لایه بازار کار بندر، وضعیت حتی شکننده‌تر است. کارگران مهاجر افغانستانی و کارگران بلوچ، بنا بر گزارش منابع کارگری، در مواردی بدون قرارداد رسمی، بیمه و تجهیزات ایمنی مناسب کار می‌کنند. برخی از آنان در محوطه‌های نگهداری گوگرد و سنگ‌آهن و در گرمای شدید جنوب ساعت‌های طولانی کار می‌کنند. اصطلاح «کارگران زیرفنسی» که در میان برخی کارگران بندر به کار می‌رود، به همین موقعیت اشاره دارد: نیروی کاری که برای گردش اقتصاد بندر ضروری است، اما از بخش مهمی از حمایت‌های رسمی بازار کار بیرون مانده است.

این ناامنی در شرایطی ادامه دارد که بندر شهید رجایی پیش‌تر نیز یکی از شدیدترین حوادث کاری سال‌های اخیر را تجربه کرده است. انفجار اردیبهشت ۱۴۰۴ ده‌ها کشته و خسارت گسترده بر جای گذاشت و آثار آن همچنان در روایت برخی کارگران دیده می‌شود. برای آنان، ناامنی فقط خطر از دست دادن شغل نیست؛ محیط کار نیز می‌تواند در هر لحظه به محل حادثه تبدیل شود.

اما بحران بندرعباس در همان شهر متوقف نمی‌شود. در چابهار، منابع کارگری از پرداخت‌نشدن دو ماه دستمزد ۳۵ کارگر شرکت صنایع غذایی «سیمای چابهار» خبر داده‌اند. حدود ۲۰ نفر از این کارگران افغانستانی و ۱۵ نفر بلوچ معرفی شده‌اند. کارگران بلوچ این مجموعه از تهدید هنگام پیگیری مطالبات و نبود امنیت شغلی سخن گفته‌اند؛ ادعاهایی که مدیران شرکت و مقام‌های اداره کار تاکنون درباره آن توضیحی ارائه نکرده‌اند.

در شوش، حدود ۱۸۰ کارگر پیمانکاری شهرداری نیز برای دریافت حقوق مردادماه منتظر مانده‌اند. به گفته کارگران، پایان قرارداد پیمانکار سابق و معرفی‌نشدن پیمانکار جدید باعث بلاتکلیفی آنان شده است. کارگران برای پیگیری مطالبات خود به شهرداری مراجعه کرده‌اند، اما موفق به دیدار با مسئولان نشده‌اند. در حالی که حقوق کارکنان رسمی و نیروهای قرارداد حجمی پرداخت شده، نیروهای پیمانکاری همچنان در انتظار دریافت دستمزد هستند.

فاصله میان بندرعباس، چابهار و شوش زیاد است، اما مسئله‌ای که در هر سه نقطه تکرار می‌شود، یکی است: بحران اقتصادی در سطح بنگاه و اقتصاد کلان شکل می‌گیرد، اما هزینه آن در پایین‌ترین سطح، یعنی زندگی نیروی کار، پرداخت می‌شود.

جنگ و اختلال در تجارت می‌توانند فعالیت اقتصادی را کاهش دهند و هزینه تولید و مبادله را بالا ببرند. اما پرسش تعیین‌کننده این است که این هزینه چگونه میان گروه‌های مختلف اجتماعی توزیع می‌شود. وقتی پاسخ، اخراج، تعلیق، کاهش مزد واقعی و تأخیر در پرداخت دستمزد باشد، بحران اقتصادی مستقیماً به بحران معیشت تبدیل می‌شود.
🔻🔻🔻
🔥1
September 1, 2026 11