انرژی هسته‌ای؛ اهرم قدرت در شبکه‌ی وابستگی‌های متقابل نامتقارن ✍… — كميته فعالين كارگرى - سوسياليستى — TG.ME

🚩 ⚛️ انرژی هسته‌ای؛ اهرم قدرت در شبکه‌ی وابستگی‌های متقابل نامتقارن

✍ #ن_برین

۱/۳

⚙️ آنچه میان آمریکا و عربستان بر سر همکاری هسته‌ای در جریان است، در نگاه نخست توافقی برای توسعه‌ی انرژی غیرنظامی به نظر می‌رسد؛ اما قرارگرفتن آن در متن رقابت آمریکا و چین، مسأله‌ی امنیتی ایران، عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل و تلاش ریاض برای افزایش استقلال راهبردی، معنایی بسیار گسترده‌تر به آن می‌دهد. واشنگتن با انتقال فناوری، سرمایه و دانش فنی به عربستان فقط در پی ایجاد بازاری تازه برای صنعت هسته‌ای آمریکا نیست؛ می‌کوشد حضور بلندمدت خود را در یکی از زیرساخت‌های آینده‌ی منطقه تثبیت و آن را به آرایشی سیاسی ـ امنیتی گسترده‌تر پیوند بزند. شرط پیوستن عربستان به توافق‌های ابراهیم نیز نشان می‌دهد که انرژی هسته‌ای در این معامله از حوزه‌ی انرژی فراتر رفته و به بخشی از چانه‌زنی بر سر نظم سیاسی آینده خاورمیانه تبدیل شده است. (رویترز)

اما اگر این تحول را فقط تلاشی از سوی آمریکا برای وابسته‌کردن بیشتر عربستان بدانیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست می‌دهیم. عربستان دیگر تنها دریافت‌کننده فناوری، سرمایه یا تضمین امنیتی نیست؛ خود حامل منابع و ظرفیت‌هایی است که آمریکا و چین به آنها نیاز دارند. رژیم سعودی می‌کوشد از رقابت این قدرت‌ها برای افزایش دامنه‌ی انتخاب و قدرت چانه‌زنی خود استفاده کند. از همین‌جا مفهوم سنتی «وابستگی» نیازمند بازنگری است: رابطه‌ی قدرت‌های بزرگ با دولت‌های برخوردار از منابع استراتژیک دیگر همیشه یک‌سویه و از مرکز به پیرامون نیست، بلکه اغلب به شبکه‌ای از وابستگی‌های متقابل نامتقارن تبدیل شده است؛ شبکه‌ای که در آن هر قدرت کنش‌گر می‌کوشد وابستگی‌های خود و دیگری را به اهرم قدرت بدل کند.

مسأله‌ی اصلی این نوشته خودِ رآکتورهای هسته‌ای نیست؛ بلکه این است که چه کسی می‌تواند فناوری، سرمایه، انرژی، امنیت و امکان انتخاب میان قدرت‌های بزرگ را برای شکل‌دادن به روابط قدرت آینده به کار گیرد. توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان از این‌رو نمونه‌ای فشرده از تحولی بزرگ‌تر است: انرژی هسته‌ای دیگر فقط ابزار تولید برق یا توسعه‌ی صنعتی نیست؛ به اهرمی برای بازآرایی وابستگی‌های راهبردی و تعیین‌کننده‌ای برای شکل‌دادن به نظم آینده‌ی خاورمیانه تبدیل شده است.
واشنگتن از توافق هسته‌ای غیرنظامی با عربستان سعودی برای پیشبرد یک معامله‌ی گسترده‌تر در خاورمیانه استفاده می‌کند، اما بهای دولت ریاض برای به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل هم‌چنان مانع اصلی است.

اهمیت راهبردی توافق هسته‌ای عربستان کاملاً از جایی شروع می‌شود که دیگر نمی‌توان آن را فقط یک قرارداد انرژی دانست. آمریکا می‌کوشد دسترسی عربستان به فناوری هسته‌ای ایالات متحده را به اهرمی برای به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل تبدیل کند و از طریق آن، دو مسأله‌ی حساس منطقه ــ برنامه هسته‌ای و عادی‌سازی روابط با اسرائیل ــ را در یک معامله‌ی واحد به هم پیوند بزند.

دونالد ترامپ پس از نهایی‌شدن توافق در ماه یونی (ژوئیه)، پیشنهاد آن را به کنگره فرستاده است. این توافق به شرکت‌های آمریکایی اجازه می‌دهد فناوری هسته‌ای غیرنظامی را به عربستان صادر کنند و از برنامه‌ی این کشور برای ساخت رآکتورهای تجاری حمایت کنند. توافق اکنون وارد دوره‌ی بررسی ۹۰ روزه‌ی کنگره شده است. ترامپ هم‌چنین تصریح کرده که اجرای آن به پیوستن ریاض به توافق‌های ابراهیم و عادی‌سازی روابط با اسرائیل وابسته است.
برنامه‌ی هسته‌ای عربستان بخشی از تلاش بلندمدت این کشور برای تنوع‌بخشیدن به نظام انرژی و کاهش مصرف داخلی نفت است. اما برای واشنگتن، این برنامه فرصت دیگری نیز فراهم می‌کند: تعمیق حضور آمریکا در زیرساخت هسته‌ای آینده عربستان. شرکت‌های آمریکایی، از جمله وستینگهاوس، می‌توانند در این پروژه و در تأمین فناوری رآکتور AP1000 نقش داشته باشند و توافق نیز قرار است برای ۳۰ سال ادامه یابد.

جاذبه‌ی این توافق برای آمریکا روشن است. حضور عمیق‌تر آن می‌تواند عربستان را به فناوری، تخصص و ترتیبات تأمین سوخت آمریکایی وابسته‌تر کند.
اما همین بُعد هسته‌ای، مسأله‌ی اشاعه‌ی هسته‌ای را نیز پیش می‌کشد. عربستان پیش‌تر خواهان کنترل بیشتر بر چرخه‌ی سوخت هسته‌ای، از جمله امکان غنی‌سازی اورانیوم، شده است. سیاست سنتی آمریکا در زمینه‌ی منع اشاعه، محدودکردن قابلیت‌هایی بوده که بتوان آنها را در آینده به سمت تولید سلاح هسته‌ای هدایت کرد. امارات متحده عربی در توافق ۲۰۰۹ خود با واشنگتن محدودیت‌های بسیار سخت‌گیرانه‌ای را پذیرفت، اما توافق عربستان الزاماً همان الگو را تکرار نمی‌کند و هم‌چنان درباره‌ی دامنه‌ی غنی‌سازی و توانمندی بومی آینده ریاض پرسش‌هایی وجود دارد.
🔻🔻🔻
👍1🔥1
September 1, 2026 28 1