حتی اگر دربارهی انگیزهی دقیق چین در آن مقطع اختلاف نظر داشته باشیم، یک واقعیت قابل انکار نیست: در شرایط منازعهی سیاسی، جریان اطلاعات هیدرولوژیک میان چین و هند دچار اختلال شد. همین سابقه است که فاجعهی اخیر را برای هند مهم میکند.
ما برای اثبات اینکه چین در حادثهی نپال اطلاعات را عمداً ابزاری به عنوان «سلاحی» کرده است، به شواهدی فراتر از آنچه تاکنون منتشر شده نیاز داریم. اما برای نگرانی دربارهی چنین ظرفیتی نیازی به اثبات سوءنیت نداریم. سابقه ۲۰۱۷ نشان میدهد که دادههای هیدرولوژیک میتوانند در مناسبات سیاسی میان چین و هند دچار اختلال شوند. فاجعهی اخیر نیز نشان داد که چین در داخل تبت میتواند دسترسی مستقل به اطلاعات مربوط به یک حادثه بزرگ را محدود کند.
این دو واقعیت را اگر کنار هم بگذارید یعنی: کنترل سرزمین بالادست، کنترل زیرساخت پایش و توانایی کنترل جریان اطلاعات. اینجا با یک شکل واقعی از قدرت روبهرو هستیم.
بحث دربارهی «سلاحسازی آب» معمولاً بر سدها، انحراف رودخانهها و کنترل فیزیکی جریان آب متمرکز میشود. اما در قرن بیستویکم، قدرت هیدروپلیتیک فقط به کنترل خود آب محدود نمیشود. کنترل اطلاعات درباره آب نیز قدرت است.
کسی که میتواند تحولات خطرناک بالادست را زودتر ببیند، پیش از دیگران از آن مطلع شود و تعیین کند چه زمانی و چه مقدار از اطلاعات را در اختیار پاییندست بگذارد، در موقعیتی متفاوت از طرفی قرار دارد که باید منتظر دریافت همان اطلاعات بماند.
بنابراین هند نمیتواند امنیت خود را بر فرض حسننیت چین بنا کند.
این مسأله بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که توسعهی پروژههای عظیم آبی چین در تبت ادامه دارد؛ از جمله طرحهای مرتبط با رودخانه یارلونگ تسانگپو در «خم بزرگ» آن، که نگرانیهای جدی در هند ایجاد کرده است. مسأله فقط این نیست که این پروژهها چه اثری بر جریان آب خواهند گذاشت. مسأله این است که هند باید دربارهی تحولات بالادست تا حد ممکن دانش مستقل داشته باشد.
اینجا مقایسه رفتار هند و چین نیز اهمیت پیدا میکند؛ نه برای تبرئهی هند، بلکه برای اعمال یک معیار واحد.
تصمیم هند برای قرار دادن پیمان آبهای سند با پاکستان در حالت تعلیق پس از حملهی تروریستی پهلگام با اتهامهای گستردهای درباره «سلاحسازی آب» و حتی «تروریسم آبی» روبهرو شد. هند قطعاً باید در برابر هر اقدامی که امنیت آبی مردم پاییندست را به ابزار فشار سیاسی تبدیل کند پاسخگو باشد. اما اگر جلوگیری یا محدودکردن اطلاعات هیدرولوژیک در شرایط تنش سیاسی را معیار «سلاحسازی آب» میدانیم، این معیار نمیتواند فقط علیه هند به کار رود.
رفتار هند در مناسبات آبی با کشورهای پاییندست نیز تصویر سادهای از یک دولت مصمم به استفاده از آب بهعنوان ابزار تنبیه سیاسی ارائه نمیدهد. در جریان سیلابهای بنگلادش در اوت ۲۰۲۴، انتقال اطلاعات مربوط به سطح آب ادامه داشت و پس از اختلال در ارتباطات نیز از مسیرهای جایگزین برای هشدارهای اضطراری استفاده شد. حتی پس از قرار گرفتن پیمان آبهای سند در حالت تعلیق، هند انتقال هشدارهای سیلابی به پاکستان را از طریق کانالهای دیپلماتیک ادامه داد.
این موارد هند را از نقد مصون نمیکند. اما یک پرسش کاملاً مشروع ایجاد میکند: اگر انتقال یا عدم انتقال اطلاعات هیدرولوژیک میتواند برای هند «سلاحسازی آب» محسوب شود، چرا همان معیار نباید درباره چین نیز اعمال شود؟
معیار باید مستقل از اینکه با کدام قدرت همراستایی کنیم یا از کدام قدرت ناهمراستا، یکسان بماند. اینجا به یک مشکل بزرگتر در بخشهایی از گفتمان ضدامپریالیستی معاصر میرسیم. بخشی از چپ غربی و جهانی، نقد امپریالیسم را چنان به مخالفت با ایالات متحده تقلیل داده است که هر قدرتی که در برابر واشنگتن قرار میگیرد، گاه از همان نقدی که در مورد آمریکا اعمال میشود معاف میشود. این دیگر نقد امپریالیسم نیست؛ انتقال معیارهای اخلاقی و سیاسی از یک قدرت به قدرت دیگر است.
دستاوردهای اقتصادی و تکنولوژیک چین واقعی هستند. راهآهن سریع، خودروهای برقی، باتریها، هوش مصنوعی، زیرساخت صنعتی و ظرفیت عظیم تولیدی چین شکوهمند و شایسته مطالعه است. اما هیچیک از این دستاوردها نباید برای دولت چین مصونیت سیاسی ایجاد کند.
اگر واشنگتن سرزمین بالادست رودخانهای را کنترل میکرد که فاجعهای در مکزیک یا کانادا رخ داده بود، دسترسی خبرنگاران خارجی را محدود میکرد، تصاویر محلی را حذف میکرد و اطلاعات مربوط به خطر یک سیلاب ثانویه را در انحصار خود نگه میداشت، تقریباً هیچکس این رفتار را با اشاره به راهآهن سریع یا قدرت صنعتی آمریکا توجیه نمیکرد.

