فیلم یونان دومین فیلم بلند کارگردانی سوری/اوکراینی امیر فخرالدین است که در آلمان ساکن است. یونان مصداق دقیقی از فیلم جشنوارهای است. یک فیلم از خیل فیلمهایی که فرصت را مغتنم شمردند تا با پله کردن جبر جغرافیایی روی احساسات تقلبی مدیران جشنوارهها سوار شوند و به شهرت و ثروت برسند. وقتی تهیهکنندگان رنگارنگ و فاندهای پشت فیلم را در تیتراژ میبینی قضیه دستت میآید. این فرمول همیشه جواب داده.
بد نیست بدانید که کارگردان اثر با ساختن تنها دو فیلم بلند رییس هیات داوران بخش فیلم کوتاه جشنواره برلین شده بود. کارگردانی که اصالتا از بلندیهای جولان آمده و حالا مصداقی از بیوطنی است [البته احتمالا تا قبل از به قدرت رسیدن جولانی در سوریه چون دیگر بهانهای برای ناتوانی در بازگشت به سوریه ندارد]. فیلم از تمام استعارههای دستمالی شدهی سینما استفاده میکند که یک حرف تکراری را تکرار کند. مردی که دلیلی برای ماندن ندارد و نفسش مرتب به شماره میافتد و افکار خودکشی در سرش مدام میچرخد، در مواجهه با یک زن سالمند درک میکند که برای زیستن بهانههای بزرگ لازم نیست. چیزهای کوچک مثل همین آشنایی با مهمانخانهدار مهربان و آواز دسته جمعی خواندن و کشتی در چمن برای زندگی کافی است. مرد نویسندهای که دیگر نمیتواند بنویسد؛ شبیه چوپانی است که نه گوش دارد و نه چشم و نه بینی. یعنی همان قصهای که مادربزرگ در کودکی برایش بارها تعریف کرده. این تناظر یک به یک در سراسر فیلم تکرار میشود. چوپان و نویسنده، مادربزرگ و والسکای مهربان، بیابانهای سوریه در برابر هالیگهای شمال آلمان که از شدت پرآبی در حال غرق شدن اند. چیزی که این فیلم را از فیلمهای مشابهش حال بهمزنتر میکند آنجاست که امثال پناهی فیلمشان شعار میدهد و همان شعار بزک نشده خریداران بیشمار در دنیای غرب دارد. تکلیفش از ابتدا معلوم است. اما فیلم فخرالدین همان شعارها را در زرورق تاریخ سینما میپیچد و کلاژی از ارجاعات میسازد و با سکون بسیار و طولانی کردن نماها به فیلمش سر و شکل آرتیستیک میدهد. از ارجاع به Ali:fear eats the soulش گرفته [و البته استفاده معنادار از هانا شیگولا] تا ارجاع به زویاگنیتسف و تارکوفسکی و آنجلوپولوس و دیگران. و این بزرگترین مصیبت است. فیلم اما به همین بسنده نمیکند و در سکانس نهایی از نریشن شعر معروف محمود درویش [تنسی کانک لم تکن] هم استفاده میکند تا مبادا امتیاز اثرگذاری این مرحله را از دست بدهد. کاش کارگردانهای ژانر سیاسی قدری بیشتر خلاقیت به خرج دهند و از تکرار ایدههایی مثل احساس خفگی بدون بیماری زمینهای، ناتوانی در نوشتن/خواندن/آواز خواندن درحالیکه شغلشان نویسندگی/خوانندگی است، داستان در داستان تعریف کردن برای برقراری تناظر بین شخصیتها و داستانسرایی حول یک شعر یا متل دست بردارند.
[یک از پنج ستاره]

IMDb
Yunan (2025) ⭐ 6.7 | Drama
2h 4m
6
5
1August 26, 2026 697 1