فیلم پر سر و صدای و پرحاشیه دیگر هفته گذشته «بی‌داد» [🌑🌑🌑🌑🌗]… — Awakening! — TG.ME

فیلم پر سر و صدای و پرحاشیه دیگر هفته گذشته «بی‌داد» [🌑🌑🌑🌑🌗] سهیل بیرقی بود. از طراحی عنوان فیلم می‌شد حدس زد که قرار است با چه فیلم گل‌درشتی مواجه باشیم. بازی با املای کلمه بیداد و درهم آمیختن واژه ظلم با مساله سرکوب صدای زنان به دم‌دستی‌ترین شکل ممکن از همان عنوان آغاز می‌شود. اصولا فیلم موردپسند جشنواره‌های خارجی ساختن و سوءاستفاده از مسائل مهمی مثل حقوق زنان برای مطرح کردن خود کار چرکی است که به یک الگوی ثابت در فیلم‌های زیرزمینی سینمای ایران بدل شده. از پناهی گرفته تا رسول‌اف و حالا بیرقی همگی به جای ساختن فیلم دنبال شعار دادن و از این نمد کلاهی برای خود دوختن‌اند. چگونه کنسانتره غلیظ‌تری از فلاکت بسازیم؟ مسابقه‌ی جدید برپا شده در سینمای ایران است. آیا این به این معنی است که وضعیت جامعه ما بهتر از آنچه در فیلم نشان داده شده است؟ طبعا نه. آیا ممکن نیست تمام این اتفاقات برای یک خواننده زن اتفاق بیفتد؟ [حتی چیزی از جنس خدمات جنسی دادن مادر الکلی به بازجو] بله ممکن است. اما رسالت سینما این نیست که به زمخت‌ترین و سطحی‌ترین شکل ممکن اتفاقات را نمایش دهی.

آنهایی که در داخل زندگی می‌کنند که با جزییات بیشتر هر روزه مشکلات را با گوشت و پوست‌شان حس می‌کنند، نمایش همین داستانها بدون کمترین ظرافت و با حداقل منطق روایی چه فایده‌ای دارد؟ نمی‌دانم در فکر فیلمسازان چه می‌گذرد که به جای آنکه یک تم مثل خوانندگی زنان را انتخاب کنند و بپرورانند تصمیم می‌گیرند در کمتر از دو ساعت تمام معضلات جامعه را پوشش دهند که مبادا امتیاز یک مرحله را از دست بدهند [استفاده از صدای پرستو احمدی به جای سروین ضابطیان نمونه دیگر فرصت‌طلبی فیلمساز در کسب تمام امتیازات ممکن است]. همه چیز در منتهی‌الیه ممکن فلاکت. داشتن مادر الکلی، کتک زدن مامور و حتی لکنت گرفتن خواننده که تنها ابزارش صدا است. به چه انگیزه‌ای واقعا؟ جز آنکه در مسابقه فرضی تحت‌تاثیر قرار دادن تماشاگر با این پورنوگرافی فلاکت برنده نهایی باشی؟ ته خلاقیت دست‌اندرکاران فیلم هم نمادسازی گل‌درشت در حد استفاده از چرخه زندگی کرم ابریشم از کرم به پیله و بعد در نهایت خروج پروانه بی‌دهان از پیله بوده! واقعا موقع تماشای فیلم دچار شرم نیابتی شدم!

فیلم Greener grass(2019)
[🌑🌑🌑🌕🌕] را «آیدای کارپه» پیشنهاد داد که ببینم. اگر به سبک کمدی ابزورد و deadpan comedy علاقمندید، انتخاب جالبی است. فرهنگ Suburbia در آمریکا مساله‌ی مهمی است و تاریخچه جالبی دارد. فیلم‌های متعددی درباره‌ی چگونگی زیست در این جوامع ساخته شده. این فیلم هم در همان دسته قرار می‌گیرد. فیلم نشانگر رقابتی است برای دریافت هرچه بیشتر تایید اجتماعی، محبوب‌تر شدن و موفقیت بیشتر. چیزی که در ظاهر می‌بینیم زرق و برق و مهمانی و معاشرت‌های مداوم است اما در باطن، ترس و ناامیدی عمیق از پذیرش خود در جریان است. اگر در چهارچوب نُرم‌های از پیش تعریف‌شده قرار نگیری حق حیات نداری. کودکی که سگ می‌شود بارزترین مثال این قضیه در فیلم است. کودکی که در جهان با ارزش‌های از پیش مشخص شده جایی ندارد، از انسان بودن محروم می‌شود و جالب اینکه از سوی دیگران این تغییر هویت به راحتی پذیرفته می‌شود. انگار که از اول سگ بوده‌، نه انسان. مشکل فیلم هم البته از همین جا شروع می‌شود. وقتی نظام علی/معلولی قضیه را می‌فهمی دیگر همه چیز تکراری است. من به شخصه کارهای تاد سولوندز در این ژانر را بیشتر می‌پسندم. تند و تیزتر است و غیر قابل پیش‌بینی.

فیلم آخر کیوشی کوروساوا The samurai and the prisoner [🌑🌑🌗🌕🌕] اولین فیلم او در ژانر جیدای‌گکی است [درام‌ تاریخی در ژاپن پیشامدرنیسم بین سال‌های ١۶٠٣ تا ١٨۶٨]. کوروساوا از خلال فیلم از یک طرف دیالوگی با فیلم‌های کارگردانان بزرگ ژاپن برقرار می‌کند [برای مثال شباهت قابل توجه به راشومون] و از طرف دیگر ویژگی‌های سینمای خودش را در فیلم می‌گنجاند. فیلم بیش از آنکه به نبرد فیزیکی سامورایی‌ها و جنگ بپردازد درباره‌ی جنگ روانی است. جنگ افکار و تقابل حیله‌ها. او با هوشمندی در طول فیلم موقعیت سامورایی/زندانی را جابجا می‌کند. یکی زندانی سیاه‌چال است و دیگری زندانی تفکراتش. یکی به خواست خود در سیاه‌چال مانده تا روز انتقام برسد و دیگری به اجبار در بین دیوارهای قلعه‌اش و انتظارات درباریان‌ش گیر کرده. فیلم از سوی دیگر تقابل عقل و منطق با ماوراءالطبیعه است. اتفاقاتی که در ظاهر به نظر فاقد منطق علی/معلولی‌اند اما در نهایت برای هرکدام می‌توان شواهدی پیدا کرد که بر فرضیه الهیاتی خط بطلان می‌کشد. کوروساوا هرچقدر در قاب‌بندی‌ها و میزانسن‌ها دقیق و هنرمندانه عمل کرده، در عوض داستانش قوام کافی ندارد. هم در فصل گره‌گشایی و هم در منطق تصمیم نهایی موراشیگه می‌توان تشکیک بسیار کرد. اما به هرحال کوروساوا به مانند همیشه بیش از آنکه دنبال پاسخ دادن باشد به فکر طرح سوال است. سوالاتی که الزامن پاسخ
سرراستی نخواهد داشت.
👇🏻
IMDb
Outcry (2025) ⭐ 6.3 | Drama, Music, Romance
1h 44m
❤14👍3
August 16, 2026 913 1 11