بخش اول ...] او ایده تفنگ چخوف [اگر در فصل اول گفته‌اید تفنگی بر… — Awakening! — TG.ME

[بخش اول ...]

او ایده تفنگ چخوف [اگر در فصل اول گفته‌اید تفنگی بر دیوار آویخته است، در فصل دوم کسی باید با آن شلیک کند. اگر بنا نبوده شلیک کند پس بر دیوار هم آویخته نبوده] را تغییر می‌دهد و کیفیت بورخسی به آن می‌دهد. گویی اشیا خودشان صاحب اراده شوند. از فصل بامزه صحبت اکسسوار صحنه در انبار گرفته تا شلیک خودبخود تفنگ کیفیت سورئال فیلم را تقویت می‌کند. سینما به مثابه شعبده و کارگردان در مقام شعبده‌باز پیش چشمان شما با واقعیت بازی می‌کند و رویا و واقعیت را در هم می‌آمیزد تا دوباره شما را ترغیب به فکر کردن کند. همان‌طور که شعبده‌باز خرگوش از کلاه درمی‌آورد، کارگردان هم خرگوش سیاه و سفید را بالای کوه می‌برد و فنجان سیاه و سفید را در استودیو راه می‌اندازد و نهایتا چادر به شکل کلاه شعبده بازی در می‌آید که خرگوش سیاه را به سفید بدل می‌کند تا خرگوش سیاه دیگر نتواند خرگوش سفید را از بالای کوه به پایین پرت کند یا ترمز ماشین را دستکاری کند یا «ایرن زازیانس» را به کل از هزاردستان حذف کند چرا که تفنگ دیگر به خواست صاحبش راه نمی‌آید. تفنگ خودآگاهی پیدا کرده مغز پدرسالاری را نشانه می‌گیرد. به این ترتیب قرینه سکانس اول در سکانس آخر شکل می‌گیرد و ما به نقطه آغازین دایره برمی‌گردیم.
علیرغم همه‌ی تمهیدات و ایده‌های جذابی که مکری در فیلم به کار گرفته، هنوز هم موقع تماشا فاصله‌ای پرنشدنی با دنیای مکری دارم. انگار همه چیز بیش از حد مهندسی شده است. چیزی در فیلم غایب است که اسمی برایش پیدا نمی‌کنم ولی مانع از درک و تجربه لذت بی‌واسطه‌ام می‌شود. اما برای شعبده‌ای که شهرام مکری در فیلمش به کار برده کلاه از سر برمی‌دارم.
Telegram
Awakening!
Black rabbit, White rabbit 🌕🌕🌕🌑🌑 فیلم آخر شهرام مکری کماکان ادامه زبان سینمایی همیشگی‌اش است. همان دغدغه‌های آشنا و همان فرم روایی که پیش‌تر در کارنامه سینمایی او دیده‌ایم. مکری یک بار دیگر فیلم را بر پایه آثار گرافیست مورد علاقه‌اش، موریس اشر، طراحی کرده…
❤22👍1
June 4, 2026 1.6K 8 16