بازنمایی‌های رقیب از شیخ محمد خیابانی: تحلیلی گفتمانی (۳/۳) گفتمان… — Hakkın Yolunda, Milletin Yanında — TG.ME

بازنمایی‌های رقیب از شیخ محمد خیابانی: تحلیلی گفتمانی (۳/۳)



گفتمان تورک‌گرا، به‌ویژه طیف تورکچو، شخصیت خیابانی را در چارچوب مسئلۀ هویت تورکی و رقابت تاریخی میان سوسیالیسم و تورک‌گرایی بازخوانی می‌کند. این گفتمان نقطۀ عزیمت خود را از همان عناصری آغاز می‌کند که دو گفتمان پیشین کم‌تر به آن‌ها پرداخته‌اند. پیشینۀ روحانی خیابانی اهمیت چندانی نمی‌یابد، درحالی‌که اقامت او در قفقاز و آشنایی‌اش با جریان‌های سوسیال‌دموکرات، به‌عنوان مهم‌ترین مرحلۀ شکل‌گیری شخصیت سیاسی وی برجسته می‌شود. از این منظر، نادیده گرفتن تجربۀ قفقاز، به معنای ناقص فهمیدن اندیشه و کنش سیاسی خیابانی است. مشارکت وی در جنبش مشروطه نیز بیش از آن‌که به خود جنبش مربوط باشد، از آن جهت اهمیت می‌یابد که این جنبش، از منظر گفتمان تورک‌گرا، به پایان حکومت خاندان‌های تورک در ایران و آغاز سیاست‌های ملت‌سازی ایرانی انجامید. مخالفت خیابانی با قوای عثمانی، نهضت اتحاد اسلام و جریان‌های تورک‌گرا، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های بازنمایی گفتمان تورک‌گرا است و به‌عنوان نشانه‌ای از ضدیت خیابانی با هویت تورکی و به‌مثابۀ همسویی وی با سیاست منطقه‌ای بریتانیا تفسیر می‌شود. همچنین اقداماتی مانند ممنوعیت زبان تورکی در کنار تأکید او بر زبان فارسی و تخلیۀ سلاح‌های بندر شرفخانه به هنگام فاجعۀ جیلولوق در دورۀ حکومت پنج‌ماهۀ خیابانی، و نیز مخالفت با نام «جمهوری آذربایجان» و تغییر نام آذربایجان به «آزادیستان»، به‌عنوان شواهدی از تعلق خیابانی به پروژۀ ملت‌سازی ایرانی برجسته می‌شوند. در مقابل، مخالفت خیابانی با قرارداد ۱۹۱۹ یا قیام علیه دولت مرکزی معمولاً اهمیت محوری پیدا نمی‌کند و گاه به‌عنوان جلوه‌ای از سوسیالیسم آرمان‌گرایانه، سیاست‌ورزی ناپخته یا حتی هرج‌ومرج‌طلبی تفسیر می‌شود. در نتیجه، در گفتمان تورک‌گرا، خیابانی قهرمان ملی یا رهبری دموکرات نیست، بلکه کنشگری است که در چارچوب گفتمان پان‌ایرانیسم معنا می‌یابد.

بااین‌حال، بازنمایی تورک‌گرایانه از خیابانی یکدست نیست. طیفی که معمولاً با عنوان آذربایجانی‌گرا شناخته می‌شود، در مواردی از بازنمایی تورکچو فاصله می‌گیرد و در برخی موضوعات به دو گفتمان پان‌ایرانیستی و کمونیستی نزدیک می‌شود. این طیف، به‌جای برجسته کردن مواضع خیابانی در قبال هویت و زبان تورکی، بیش‌تر بر تشکیل حکومت محلی در تبریز و مطالبات مربوط به خودگردانی محلی تأکید می‌کند و از این طریق، خیابانی را شخصیتی ضد استبداد و هوادار تمرکززدایی، فدرالیسم و «هویت آذربایجانی» بازنمایی می‌کند. از دیدگاه این طیف، داوری دربارۀ مواضع خیابانی نسبت به هویت تورکی نوعی حال‌گرایی تلقی می‌شود، درحالی‌که طیف تورکچو این موضوع را یکی از عناصر اساسی فهم شخصیت سیاسی خیابانی به‌عنوان یکی از عوامل تثبیت گفتمان پان‌ایرانیسم در آذربایجان می‌داند.

بررسی بازنمایی‌های سه گفتمان نشان می‌دهد که اختلاف در مورد شیخ محمد خیابانی بر سر داده‌های کرونولوژیک نیست، بلکه بر سر انتخاب، اولویت‌بندی و معناگذاری آن‌هاست. داده‌های تاریخی عمدتاً مشترک‌اند، آن‌چه میان گفتمان‌ها مرزبندی می‌کند این است که هر یک، از طریق انتخاب، برجسته‌سازی یا حاشیه‌رانی مراحل متفاوتی از زندگی خیابانی یا تفسیر آن‌ها در چارچوب پیش‌فرض‌های گفتمانی خود، تصویری متفاوت از خیابانی ترسیم کرده و شخصیت سیاسی متفاوتی تولید می‌کند. از این رو، خیابانی را می‌توان نمونه‌ای از شخصیتی دانست که نه تنها در تاریخ، بلکه در سیاست حافظه و گفتمان‌های هویتی معاصر نیز موضوع رقابت بر سر معناست؛ رقابتی که در آن، بازنمایی گذشته به ابزاری برای صورت‌بندی هویت و سیاست در زمان حال و تلاش برای جهت دادن به آینده تبدیل می‌شود.


برگوتای ایلتریش
@ilter
👍2
July 15, 2026 461 6