بازنمایی‌های رقیب از شیخ محمد خیابانی: تحلیلی گفتمانی (۲/۳)… — Hakkın Yolunda, Milletin Yanında — TG.ME

بازنمایی‌های رقیب از شیخ محمد خیابانی: تحلیلی گفتمانی (۲/۳)



گفتمان‌های مختلف معمولاً بخشی از زندگی خیابانی را برجسته می‌کنند و بخشی دیگر را به حاشیه می‌رانند، یا تفسیرها و معناهای متفاوتی از رویدادهای یکسان ارائه می‌کنند. بدین‌ترتیب، آن‌ها بازنمایی‌های متفاوتی از خیابانی به دست می‌دهند. گفتمان پان‌ایرانیستی که بر تاریخ‌نگاری رسمی نیز مسلط است، شخصیت خیابانی را عمدتاً در چارچوب ملی‌گرایی ایرانی و دفاع از تمامیت ارضی بازنمایی می‌کند. در این بازنمایی، دوران آموزش سنتی و روحانی شدن خیابانی برجسته می‌شود تا او در مقام یک روحانی مشروطه‌خواه و وطن‌دوست معرفی گردد، درحالی‌که اقامت چندسالۀ او در قفقاز و آشنایی‌اش با جریان‌های سوسیال‌دموکرات، که می‌تواند در تبیین شکل‌گیری اندیشۀ سیاسی وی نقش داشته باشد، به حاشیه رانده می‌شود. مشارکت او در جنبش مشروطه و مخالفتش با اولتیماتوم روسیه نیز به‌عنوان نشانه‌هایی از استقلال‌خواهی و دفاع از ایران برجسته می‌شوند. مخالفت خیابانی با قوای عثمانی، نهضت اتحاد اسلام و جریان‌های مدافع هویت تورکی نیز در چارچوب وطن‌دوستی، مقابله با نفوذ بیگانگان و مخالفت با «اجنبی‌پرستی» معناگذاری می‌شود. همچنین مخالفت او با نام «جمهوری آذربایجان» در شمال ارس و تغییر نام آذربایجان جنوب ارس به «آزادیستان»، به‌عنوان اقدامی در جهت دفاع از تمامیت ارضی ایران و مقابله با تجزیه‌طلبی بازنمایی می‌شود. در مقابل، رویدادهایی مانند قیام علیه دولت مرکزی، حکومت پنج‌ماهۀ تبریز و نحوۀ پایان جنبش او، در این گفتمان معمولاً جایگاهی فرعی دارند و کمتر به موضوع تحلیل تبدیل می‌شوند.

گفتمان کمونیستی، علی‌رغم این که تقریباً سراسر قرن بیستم در تقابل ایدئولوژیک با گفتمان پان‌ایرانیستی قرار داشت، در بازنمایی شخصیت سیاسی شیخ محمد خیابانی و ترسیم چهرۀ سیاسی وی اشتراکات عمده‌ای با آن دارد. در این بازنمایی، پیشینۀ روحانی خیابانی اهمیت چندانی نمی‌یابد و آشنایی او با سوسیال‌دموکراسی قفقاز نیز، چون خیابانی وابستگی سازمانی به بلشویک‌ها نداشت، معمولاً در حاشیه قرار می‌گیرد. در مقابل، مشارکت در جنبش مشروطه، مخالفت با اولتیماتوم روسیه و قرارداد ۱۹۱۹ و قیام علیه دولت مرکزی برجسته می‌شوند و در چارچوب مبارزه با استبداد، امپریالیسم و دفاع از دموکراسی و خودگردانی محلی معنا می‌یابند. در این بازنمایی، حکومت محلی تبریز و مواضع خیابانی در قبال هویت تورکی و جمهوری آذربایجان اهمیت چندانی ندارند، زیرا در این گفتمان مسئلۀ اصلی نه هویت ملی، بلکه مبارزه با استبداد و امپریالیسم است. در مقابل، کشته شدن خیابانی جایگاه مهمی می‌یابد و به‌عنوان نمادی از سرکوب یک جنبش دموکراتیک توسط دولت مرکزی بازنمایی می‌شود.


برگوتای ایلتریش
@ilter
👍2
July 15, 2026 360 6