یورت، وطن، میهن: از فضای تجربهی محلی پیشامدرن تا افق انتظار ملی در دوران مدرن (۲/۲)
اکنون با این چارچوب نظری به ایران مینگریم. یاکوب ادوارد پولاک، که در نیمۀ دوم قرن نوزدهم پزشک دربار ناصرالدینشاه بود، در سفرنامهی خود، ایران و ایرانیان اشاره میکند که درک ایرانیان از وطن به ولایت و محل تولدشان محدود بود. رودی متی، تاریخنگار حوزهی ایران، نیز در انگارۀ ایران در دوران صفویه، با ذکر گزارشهایی از اواخر دوران قاجار این واقعیت را تصدیق میکند که هویت ایرانیان در آن دوره اغلب با شهر، روستا یا ایل خود گره خورده بود. بنابراین، درکِ ایرانیان از مفهوم وطن تا اواخر قرن نوزدهم به فضایِ تجربهی زیستهی آنها محدود بود؛ و تحول مفهوم وطن و شکلگیری معنای مدرن آن در ایران به اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بازمیگردد.
شواهد نشان میدهند که دستکم سه عامل در این دگرگونی مؤثر بودند: نخست، توافق دولتین روسیه و بریتانیا مبنی بر عدم تصرف سرزمینهای قاجاری، قبول آن بهعنوان منطقۀ حائل بین هند بریتانیایی و روسیه و استثمار اقتصادی ایران؛ این موضوع گرچه در ابتدا ایران را عملاً به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کرده بود اما در نهایت، با عقبنشینی قوای بلشویک از ایران و یکهتازی انگلیس که متعاقب جنگ جهانی اول رخ داد، شرایط را برای تحولی مطابق نظر ارنست گلنر فراهم کرد. زیرا مرزهای کنونی ایران را تثبیت کرد و پیششرط مادی مفهوم مدرن وطن را مهیا نمود. دوم، تلاشهای دولت قاجار برای مدرنسازی و تمرکز قدرت؛ و سوم، ظهور ملیگرایی ایرانی در میان روشنفکران و ترجمهی مفاهیم مدرن، از جمله «وطن»، در مطبوعات و رسالههای سیاسی. مجموع این عوامل سبب شدند تا مفهوم وطن نزد ایرانیان از زادبوم شخصی به کل سرزمین ایران تعمیم یابد.
در این فرآیند تحول معنایی در ایران، تحت تأثیر گرایشات ناسیونالیستی که اغلب خصلت ضدعربی و ضداسلامی داشت، کلمهی «میهن» به عنوان معادلی اصیل و برتر برای مفهوم مدرن «وطن» انتخاب و ترویج شد تا هویت ملی ایرانی از عناصر عربی و اسلامی فاصله بگیرد. بااینحال، با نگاهی به ریشهشناسی و کاربرد تاریخی، روشن میشود که «میهن» در زبان فارسی از ریشهی «ماندن» بوده و به معنای جای ماندن، خانه و محل سکونت خانوادگی است. روشنفکران ناسیونالیست با هدف خلوص زبانی و سرهسازی، این واژه را برگزیدند و آن را در بازیهای زبانی جدید به کار بردند. بدینوسیله معنای کلمۀ میهن بهمرور از جای ماندن، خانه و محل سکونت خانوادگی به مفهوم مدرن وطن تبدیل شد. واژهی «یورت» در تورکی نیز تحول معنایی مشابهی را تجربه کرد.
تحول مفهوم وطن و گذار آن از فضای تجربهی شخصی و محلی به یک مفهوم احساسی جمعی و افق انتظار ملی در بستر مدرنیته نشان میدهد که معنا امری ثابت و ذاتی نیست، بلکه محصول بسترهای تاریخی و گفتمانی است. این موضوع همچنین آشکار میسازد که وطن نه میراثی ازلی، بلکه محصولی زادهی ابزارهای دانشی مدرن (چاپخانه، نقشه، مدرسهی ملی، ارتش همگانی) و ضرورتهای صنعتی است. بهعلاوه، مشخص میشود که هر سه کلمهی یورت، وطن و میهن تقریباً همزمان تحول معنایی یکسانی را در اواخر قرن نوزدهم تجربه کردهاند. درک این تحول به ما کمک میکند تا هویتهای ملی را نه امری طبیعی و دائمی، بلکه برساختی تاریخی و قابل بازاندیشی ببینیم؛ و بفهمیم که ادعای برتری یکی از این واژهها بر دیگری ناشی از عدم آشنایی با این تاریخ مفهومی و تحول گفتمانی مشترک است.
برگوتای ایلتریش
@ilter
3July 6, 2026 424 8