تقویم قدرت و بازماندگانِ ساختگی: نقدی بر سیاست زمان و تبعیض زمانی… — Hakkın Yolunda, Milletin Yanında — TG.ME

تقویم قدرت و بازماندگانِ ساختگی: نقدی بر سیاست زمان و تبعیض زمانی به‌مثابه‌ی استراتژی سلطه (۳/۴)


قوم‌گرایان فارس و استراتژی توزیع زمان در ایران: کاربرد محلیِ یک الگوی جهانی

در بخش مهمی از گفتمان قدرت سیاسی در ایران معاصر، که خود را نه گروهی در میان سایر گروه‌های زبانی و فرهنگی ایران، بلکه «مظهر کل ایرانیت» می‌دانند، کاربرد اصطلاحاتی چون «ایل، طایفه، عشیره و قوم» برای اشاره به ملت‌های غیرفارس، دقیقاً بازتولید همان الگوی ناهم‌زمانی در مقیاس داخلی است. این نام‌گذاری، یک کنش زمان‌شناختیِ هوشمندانه برای توزیع نابرابر اقتدار است. وقتی غیر فارس‌ها به‌مثابه‌ی «قوم» یا «ایل» فهمیده می‌شوند، در برابر «شهروندِ» فارسی‌زبان قرار می‌گیرند. تفاوت زبانی در این‌جا به تأخیر تاریخی تبدیل می‌شود: گویی این جوامع هنوز به مرحله‌ی «ملت‌شدگی مدرن» یا «زمان شهروندی» وارد نشده‌اند و همچنان در نظمِ پیشامدرنِ قبیله‌ای و عشیره‌ای سیر می‌کنند. این همان چیزی است که فوکو «تولید سوژه‌ی مطیع از طریق زمان‌بندی» می‌نامید: قرار دادنِ دیگری در یک «زمان دیگر»، او را از امکان کنشگریِ هم‌عصری محروم می‌کند. همچنین از منظر کوزلک، در این‌جا «افق انتظار» (آینده) به‌طور انحصاری در اختیار مرکز فارسی‌زبان قرار می‌گیرد و «فضای تجربه» (گذشته) به حاشیه‌ها تحمیل می‌شود.

این جای‌گذاری زمانی پیامدهای سیاسی و نهادی متعددی دارد. نخست، مطالبات این جوامع ـ از حقوق زبان مادری تا حق مشارکت برابر در قدرت سیاسی ـ دیگر یک کنشِ سیاسیِ مدرن به شمار نمی‌آید، بلکه به‌مثابه‌ی اختلالی پیشامدرن و طایفه‌ای تفسیر می‌شود. دوم، طرف گفت‌وگو در این چارچوب نه احزاب سیاسیِ مدرن، روشنفکران یا نهادهای مدنی، بلکه «سران، ریش‌سفیدان و خوانین» فرض می‌شوند ـ یعنی همان ساختارهای سنتی که باز هم تصویر «بودن در گذشته» را تقویت می‌کند. سوم و مهم‌تر این‌که، این ناهم‌زمانی، مشارکت در تعریف آینده را از این جوامع سلب می‌کند. زیرا اگر کسی هنوز «ایل و قوم» باشد ـ یعنی هنوز به زمان شهروندی وارد نشده باشد ـ پس حقِ تعریف آینده را نیز نخواهد داشت. آینده در انحصار کسانی می‌ماند که خود را در «اکنونِ» تاریخی مستقر کرده‌اند: یعنی قومیتِ فارسِ مرکزنشین.

بدین‌ترتیب، تبعیض زمانی به تبعیض نهادی و نمایندگی بدل می‌شود. از منظر «رژیم‌های تاریخ‌بودگی» آرتوگ، در این‌جا شاهد نوعی «حال‌گراییِ انحصاری» (presentism) هستیم که تنها یک قوم را مجاز به تعریف «حالِ» سیاسی می‌داند و بقیه را به «گذشته‌ای» ارجاع می‌دهد که نقشی در ساختن آینده ندارد.


برگوتای ایلتریش
@ilter
👍1
June 1, 2026 253 2