تقویم قدرت و بازماندگانِ ساختگی: نقدی بر سیاست زمان و تبعیض زمانی… — Hakkın Yolunda, Milletin Yanında — TG.ME

تقویم قدرت و بازماندگانِ ساختگی: نقدی بر سیاست زمان و تبعیض زمانی به‌مثابه‌ی استراتژی سلطه (۲/۴)


از نظم جهانی تا نظم داخلی: مدرنیسم، سرمایه‌داری و ساخت «عقب‌ماندگی»


تئوری ناهم‌زمانی فابیان، هرچند در بستر انسان‌شناسی استعماری شکل گرفت، اما افق تحلیلی بسیار گسترده‌تری دارد. غرب سرمایه‌دار از عصر روشنگری به این سو، با بهره‌گیری از گفتمان مدرنیسم توانست تصویری از جهان بسازد که در آن «خود» (اروپا) نماد آینده، پیشرفت، عقلانیت و تاریخِ خطیِ تکاملی است و «دیگری» (شرق، آفریقا، آمریکای لاتین) نماد گذشته، سنت و رکود. این نقشه‌ی زمانی ـ فضایی، که والتر مینیولو آن را «نظام جهانیِ استعماریِ مدرن» می‌نامد، از خلال مفاهیمی چون «توسعه» و «عقب‌ماندگی» بازتولید شد.

در این‌جا باید به دو نظریه‌پرداز مهم دیگر نیز اشاره کرد: میشل فوکو و راینهارت کوزلک. فوکو در تحلیل‌های خود از زندان، بیمارستان و مدرسه نشان داد که چگونه نهادهای مدرن، «ریتم‌های زمانی» خاصی را برای کنترل بدن‌ها و جمعیت‌ها طراحی می‌کنند. برای فوکو، زمان ابزاری برای انضباط است: برنامه‌های زمانی، جدول‌های آموزشی و تقویم‌های اداری، همگی ماشین‌هایی برای تولید «سوژه‌ی مطیع» هستند. از سوی دیگر، کوزلک در کتاب آینده‌های سپری‌شده (Futures Past) با طرح مفاهیم «فضای تجربه» (space of experience) و «افق انتظار» (horizon of expectation) نشان داد که چگونه در دوران مدرن، فاصله‌ی میان تجربه و انتظار به طور بی‌سابقه‌ای گسترش یافت. این گسترش، این امکان را به قدرت‌های مسلط داد که خود را «حامل آینده» معرفی کنند و گروه‌های دیگر را صرفاً «وارثان گذشته‌ای ایستا» بنامند.

سرمایه‌داری برای گسترش خود در سراسر کره‌ی زمین، نیاز داشت تا تفاوت‌های ساختاری را نه به‌مثابه‌ی تنوع تاریخی، بلکه به‌مثابه‌ی «مراحل مختلف یک مسیر تکاملی واحد» تفسیر کند. در این منطق، کشورهای غیرغربی صرفاً «عقب‌تر» از غرب بودند، نه «متفاوت» با آن. بدین‌ترتیب، سلطه‌ی استعماری و سپس نئواستعماری، ذیل یک «وظیفه‌ی تاریخیِ» به‌ظاهر انسان‌دوستانه توجیه می‌شد.

اما مهم‌تر آن‌که این گفتمان خطیِ زمان، نه‌تنها در روابط شمال ـ جنوب، بلکه در درون خود کشورها نیز بازتولید شد. دولت‌های مدرن در جهان پیرامونی، به نوبه‌ی خود، منطق مشابهی را در برابر گروه‌های غیرمسلط داخلی به‌کار بستند. در این چارچوب، مرکزِ سیاسی ـ فرهنگی کشور خود را حامل آینده و توسعه معرفی می‌کند و پیرامون‌های غیرمسلط را در گذشته جای می‌دهد.


برگوتای ایلتریش
@ilter
June 1, 2026 162 2