نمیدانم کدام ترسناکتر است؛ کاغذهای خالی، یا خودکارها؟ دشمن، کاغذی نیست اما سلاحی جز قلم برایمان نمانده. دشمن، گلوله است؛ مرگِ جان و معناست. دشمن، هر چه که هست، با شعر و آدمی نسبت ندارد.
من هیچ نمیدانم، ادعایی هم ندارم؛ صرفاً مینویسم که رنجهایم به واژه بدل شوند؛ تا شاید ذرهای از التهاب زخمهایم کاسته شود.
این روزها اگر حافظ شرافت باشید؛ حداقل روزی یک وعده امید میخورید. اگر هم با این واژه _شرافت_ غریبهاید؛ بیشک زالووار گالن، گالن از خون عزیزانمان مکیدهاید و چشم طمع به رگهای خشکیدهی بازماندگان دوختهاید.
2July 30, 2026 81 1