داستان را با زبان نوشتار باید نوشت یا گفتار
۱- راز تغییر
معمولاً هیچ اثر داستانی نیست که روایتی از زندگی نباشد. حتی تخیلیترین داستانها را هم که در نظر بگیری چیزهایی از زندگی را در آنها احساس خواهی کرد. حتی همان احساسهایی که هر داستان آنها را روایت میکند اجزایی از زندگی هستند؛ غم شادی، امید، یأس، عشق، نفرت و غیره، همگی اجزای زندگی هستند. در واقع هر داستانی زندگی جدید یا واقعیت جدیدی است که نویسنده آن را میسازد تا قسمتی از زندگی یا واقعیتی موجود را روایت کند. و اما این ساختن بر اساس تغییری صورت میگیرد که در زندگی یا واقعیتی موجود اتفاق میافتد تا داستان خلق شود. اصلاً هر زیباییای که از نوع هنر یا آفریدهٔ انسان باشد به همین شکل خلق میشود. مثلاً همهٔ آرایشها، که برای زیبا کردن چهرهها و غیره صورت میگیرند، با ایجاد تغییراتی در چهره یا جاهای دیگر بدن آنها را زیبا میکنند. همینطور هستند عملهای جراحی زیبایی. همهٔ تزیینات خانه که آن را زیبا میکنند با ایجاد تغییراتی صورت میگیرند. البته بدیهی است که هر تغییری لزوماً ایجاد زیبایی نمیکند. مثلاًبعضی بینیهایی که عمل میشوند حتی چهره را زشتتر میکنند. اما هیچ زیبایی از نوع هنر نیست که بر اساس تغییری در واقعیتی موجود اتفاق نیفتد! و اکنون علم کموبیش میتواند بگوید این تغییراتی که میتوانند ایجاد زیبایی کنند در واقع چه نوع تغییراتی هستند. عباس پژمان
پینوشت- ژوزه ساراماگو هم در سال مرگ ریکاردو ریش به این مسئله که هنر یعنی روایت واقعیتی موجود با خلق واقعیتی دیگر اشاره میکند. از میان همهٔ نویسندگانی که آن ها را شناختهام او یکی از علمیترین ذهنها را داشته است.
@apjmn
28
3
3September 12, 2026 927 12