تو که با اسم شب من آشنا بودی... آیا می دانستید که بین ما مردم (نه… — November 25th — TG.ME

تو که با اسم شب من آشنا بودی...

آیا می دانستید که بین ما مردم (نه آنها؛ چون آنها مردم نیستند. مردم، ماییم)؛ بین ما مردم، بلندترین فریادها، برآمده ترین رگ های بنفش در گردن، فرساینده ترین و بی نتیجه ترین و درعین حال پرتنش ترین بحث ها: تو مزدوری/ خودفروخته و بی وطنی/ تو نمی دانی/ هرگز نمی فهمی ها، اگر عرضه داری خودت بیا، اگر انتخابت این بود پس آنطور...، التماس تفکر، کاش کمی کتاب می‌خواندی، کاش مطالعه داشتی، من سالهاست مطالعه دارم ...، حرف داری برو آنجا بگو، بیا اینجا بگو، خودت بیفت زندان ببین چه مزه ای می‌دهد، برو سر فلانی ها داد بزن، اینجا جایش نیست، آنجا جایش هست...، خفه باش، نباش... خلاصه در تمام اینها،
اگر فقط یکی به سمت دیگری خیز برمی‌داشت و محکم در آغوشش می کشید، جوری که سالهای خشم و قهر و سکوت و فریاد؛ سالهای مشترک برباد، سالهای خواستن ها و ناکامی ها، رسیدن های نیمه و نصفه، سینه خیز ها....
همه می آمد جایی در گلو و به ثانیه ای اشک میشد؟ سکوت میشد؟ یحتمل هر دو سو می گریستند و حتی هر دو اسم رمز را به یاد می آوردند؟ 

رسم دیرین در آغوش گرفتن، از کی اینقدر کمرنگ شد؟

@November25th
❤56💔20👌3
August 4, 2026 1.7K 15 7