دوست داشتم به کشورم، ملیتم، موطنم، تیم ملی فوتبالش، پرچمش، ایستادگی اش مقابل هر حمله ای، پاسخش وقت قلدری و بولی و عوضی بازی کشور مهاجم، به موضع چشم در برابر چشم و موشک جواب موشک... افتخار کنم. دوست داشتم وطنم، و تن باشد. دوست داشتم حس تعلق و سربلندی کنم وقتی پرچمش را در باد می بینم. آرزو داشتم ایران را در خانه ام فقط نسازم، که ببرم توی مدرسه بچه و بین همسایه هایم و بین همکارها و زیباییش، شیر باشکوهش، یوزپلنگ و هما و سیاوشان و البرزش را فرو کنم توی چشم هر آنکه نتواند دید...
ولی نمی توانم
ایران من ایران امروز توی اخبار نیست.
چونکه دیماه
چونکه مهسا
چونکه هواپیمای اوکراین
چونکه آبان
چونکه کوی دانشجو
چونکه خاوران
....
چون نیم قرن خفقان و تحقیر. چون وطن مادر است. چون وطن در ذات مهربان است و پناه میدهد و دوستت دارد و پذیرای توست.
و این مرز، به من نه مهربان است نه پناهم میدهد نه دوستم دارد نه پذیرای من است.
در بهشت مراتبی است
در جهنم نیز....
اولی سهم من نبود.
@November25th
88
13
11
4
2
1July 31, 2026 1.5K 2 13