این قطعه از زمین، ...همواره مرا پناه داده در تمام این سالها. مرا دیده که می دوم. مرا دیده که با آهنگی نامعلوم در گوشم میرقصم . مرا دیده که به زور خودم را می کشانم. مرا دیده که تند تند قطره های جاری از اشکخانه را میگیرم تا کسی سر نرسیده. مرا دیده در حال توت چیدن. در حال غرق بودن در خاطرات. خمیده یا استوار، دست بر زانو مصمم. مردد و مسکوت.
این تکه از این خاک، صبور و پذیرنده و بی قضاوت و همواره ایستاده با دل و دست گشاده....مادر

72
9
7
6July 12, 2026 2K 5 2