@MeyxaneSampad · 51 subscribers
در این مِیخانه مستی میکنند از فرطِ هُشیاری
The short link opens the channel straight in the Telegram app — not in a browser tab.
tg.me/go/MeyxaneSampadIs this your channel? Add @tgme as admin — and see how many people click your links. Get the stats →
Channel created August 19, 2026per Telegram
We have been tracking it since September 5, 2026
In all that time the channel has changed neither its name, nor its @username, nor its avatar.
We show only what we have seen ourselves.
مُلَمَّع آرایهٔ تلمیع یا دوزبانگی، که به معنای بهکارگیریِ دو زبان در یک اثر ادبی، بهویژه شعر، است، از آرایههای لفظی و معنویِ علم بدیع بهشمار میرود. از دید اصطلاحشناسی، "ملمّع" نامِ اثر یا شعرِ دارای این ویژگیست و "تلمیع" نامِ آرایه و شگرد ادبیِ ایجاد آن. همچنین گاهی "دوزبانگی" بهصورت عام برا…
ضرب المثل با طایفه دانشمندان در جامع دمشق بحثی همیکردم که جوانی در آمد و گفت: در این میان کسی هست که زبان پارسی بداند؟ غالب اشارت به من کردند. گفتمش: خیر است! گفت: پیری صد و پنجاه ساله در حالت نزع است و به زبان عجم چیزی همیگوید و مفهوم ما نمیگردد. گر به کرم رنجه شوی مزد یابی، باشد که وصیتی همیکن…
۲/۲ راسل(که به نظر من در خور توجهترین نظر رو در این باب داره.) معتقد هست خدا و عرفان، موضوعاتی اثبات ناپذیر و رد ناپذیرند؛ پس تکلیف چیست؟ اگر فرد میبیند با پذیرفتن خدا احساس خوبی دارد و البته این پذیرفتن به ضرر دیگران نیست، پس بپذیرد خدا وجود دارد. اما اگر شخصی دقیقا برعکس است، و با وجود پذیرش خدا حالش بد میشود، پس نپذیرد!! عرفان هم به همین شکل. اگر کسی بتواند از طریق آنچه حالات عرفانی نامیده میشود نظراتی کسب کند و بعدا بتواند آنها را عقلی و تحلیلی ثابت کند، نه تنها عرفان مضر نیست، بلکه بسیار فرخنده و مبارک است. تا اینجا الزام مطالعه عرفان، زین پس اندکی هم قلم در الزام نقد آن برانیم. اگر این مطالعه عرفان، از صرف مطالعات فراتر برود، قطع به یقین مشکلاتی به پیش خواهد آمد. نکته اول آنکه در قرن بیست و یک کسی نمیتواند مانند فلان عارف قرن فلان هجری، یا قرن بیسار پیش از میلاد مسیح برود در کوه زندگی کند.!!(مگر اینکه توی تبت زندگی بکنه این شخص.) نوعی انزوا خواهی در عرفان هست که مطابق سبک زندگی امروزی قابل پیادهسازی نیست. دوم اینکه الآن واقعا آیا کسی میتواند توی این دوران با تفکراتی مشابه آن دوران ها زندگی کند؟ بنده خودم را دار هم بزنم نمیتوانم خودم را اقناع کنم بخاطر کودکی که دوهزار سال پیش از باکرهای زاده شده خودم را اخته کنم!!!(و این تازه با پیشفرض اینه که بپذیرم کودکی از باکرهای زاده شده.) پس این مطالعات، که قطعا مفید هم هستند نباید ما را به سمت استفاده بیرویه و تقلید از این دوستان عارفمان بکشاند. شاید بهترین برهانی که بتوان آورد در رد کاربردی بودن این عقاید، آن است که اگر این عقاید واقعا برای همگان مفید و قابل اجرا بودند هرگز آنقدر مهجور نمیشدند که مجبور بشوند کتاب و مقاله در زمینه الزام مطالعه آن بنویسند. اگر تا اینجا رو مطالعه کردید از شما صادقانه سپاسگزارم. اگر جایی غلط علمی یا نکتهای به ذهنتون میرسه گوشزد کنید بهم حتما. امیدوارم که خوشتون اومده باشه، اگر عمری باشه از پست های بعدی وارد بازخوانی تاریخ مختصر عرفان، با نظر به عرفای معروف سرزمین های اسلامی، غرب و درنهایت مشرق زمین. باز هم امیدوارم حتی یه کلمه هم اگر شده براتون جالب بوده باشه از این متن طویل.