۲/۲ راسل(که به نظر من در خور توجهترین نظر رو در این باب داره.) معتقد هست خدا و عرفان، موضوعاتی اثبات ناپذیر و رد ناپذیرند؛ پس تکلیف چیست؟ اگر فرد میبیند با پذیرفتن خدا احساس خوبی دارد و البته این پذیرفتن به ضرر دیگران نیست، پس بپذیرد خدا وجود دارد. اما اگر شخصی دقیقا برعکس است، و با وجود پذیرش خدا حالش بد میشود، پس نپذیرد!! عرفان هم به همین شکل. اگر کسی بتواند از طریق آنچه حالات عرفانی نامیده میشود نظراتی کسب کند و بعدا بتواند آنها را عقلی و تحلیلی ثابت کند، نه تنها عرفان مضر نیست، بلکه بسیار فرخنده و مبارک است. تا اینجا الزام مطالعه عرفان، زین پس اندکی هم قلم در الزام نقد آن برانیم. اگر این مطالعه عرفان، از صرف مطالعات فراتر برود، قطع به یقین مشکلاتی به پیش خواهد آمد. نکته اول آنکه در قرن بیست و یک کسی نمیتواند مانند فلان عارف قرن فلان هجری، یا قرن بیسار پیش از میلاد مسیح برود در کوه زندگی کند.!!(مگر اینکه توی تبت زندگی بکنه این شخص.) نوعی انزوا خواهی در عرفان هست که مطابق سبک زندگی امروزی قابل پیادهسازی نیست. دوم اینکه الآن واقعا آیا کسی میتواند توی این دوران با تفکراتی مشابه آن دوران ها زندگی کند؟ بنده خودم را دار هم بزنم نمیتوانم خودم را اقناع کنم بخاطر کودکی که دوهزار سال پیش از باکرهای زاده شده خودم را اخته کنم!!!(و این تازه با پیشفرض اینه که بپذیرم کودکی از باکرهای زاده شده.) پس این مطالعات، که قطعا مفید هم هستند نباید ما را به سمت استفاده بیرویه و تقلید از این دوستان عارفمان بکشاند. شاید بهترین برهانی که بتوان آورد در رد کاربردی بودن این عقاید، آن است که اگر این عقاید واقعا برای همگان مفید و قابل اجرا بودند هرگز آنقدر مهجور نمیشدند که مجبور بشوند کتاب و مقاله در زمینه الزام مطالعه آن بنویسند. اگر تا اینجا رو مطالعه کردید از شما صادقانه سپاسگزارم. اگر جایی غلط علمی یا نکتهای به ذهنتون میرسه گوشزد کنید بهم حتما. امیدوارم که خوشتون اومده باشه، اگر عمری باشه از پست های بعدی وارد بازخوانی تاریخ مختصر عرفان، با نظر به عرفای معروف سرزمین های اسلامی، غرب و درنهایت مشرق زمین. باز هم امیدوارم حتی یه کلمه هم اگر شده براتون جالب بوده باشه از این متن طویل.
۲/۲ راسل(که به نظر من در خور توجهترین نظر رو در این باب داره.) معتقد… — مِیخانه — TG.ME
August 25, 2026 99