خونِ پشه و خونِ حسین ➖➖➖ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌❤️ لئو شاهوفسکی متأسّفم اگر کسی را… — لئو شاهوفسکی | Leo Shaahovsky — TG.ME

➖➖➖ #️⃣خونِ پشه و خونِ حسین ➖➖➖
‌ ‌ ‌ ‌ ‌❤️ لئو شاهوفسکی

متأسّفم اگر کسی را ناراحت کردم. مادرم تحتِ نظارتِ پزشک است و فعلاً چشم‌ها جای امیدواری‌ست امّا مغزش را از دست داده است. مطمئن باشید رنجِ من آخرین چیزی‌ست که می‌خواهم برای کسی مهم باشد، اگر همه‌ی بدنم تکّه‌تکّه شود باز هم نمی‌خواهم کسی را درگیرِ زجرِ خودم کنم.
عکسِ پایین را هم به خاطرِ این نیاوردم که این اشخاص را سرزنش کنم، چون قبل‌ازهرچیز هرگونه واکنشِ بدی را نتیجه‌ی اعمالِ بدم می‌دانم، و خیلی وقت‌ها هم نتیجه‌ی فشارهای انباشه یا حرف‌هایی که هیچ‌وقت درست گفته و شنیده نشده‌اند.
جامعه‌ی ایران هم درگیرِ پارگی و چندقطبیِ شدیدی شده است. سایه‌ی جنگ‌ها و فقر و بی‌اعتمادی به حکّام، ایران را دچارِ تشنّج کرده است. مردم به‌خاطرِ نهادها، احزاب و افراد به دشمنی با یکدیگر می‌پردازند. هنوز کمی زود است پایانِ عصرِ گفت‌وگوها را اعلام کنیم، امّا تجربه‌ی همه‌ی ما احتمالاً همین وضع را نشان می‌دهد که کمتر از طریقِ حرف‌زدن به نتیجه می‌رسیم و دیگر گفتارِ فرهیخته کمتر به‌چشم می‌خورَد.
من از اشتباه مصون نیستم و اگر به کسی ظلم کردم، به‌جای ساختنِ دیوارِ کینه، می‌خواهم دادم را در همین دنیا بگیرند تا اینکه بعدها بر قبرم تف کنند، و اگر نارضایتی‌ها صرفاً ازاین‌رو باشد که احساساتِ کسی ضربه خورده، تا وقتی می‌میرم در مقابلِ هیچ باطلی و برای هیچ بُتی تنازل نمی‌کنم، و اگر اختلاف بر سرِ حقیقت با گفت‌وگو حل نشود، کینه و دلخوری و تفحّشِ هیچ انسانی برایم اهمّیّت ندارد و آماده‌ی شنیدنِ هرگونه فحشی هم هستم، امّا چنین افرادی برایم قابلِ ترحّمند و دلم نمی‌خواهد به خاطرِ یکسری سوءِتفاهم‌ها تخمِ این دشمنانگی‌ها کاشته شود.
دوستانِ زیادی را به‌خاطرِ این‌ها از دست داده‌ام و همه‌ی این‌ها بر سرِ این بوده اشخاصی که دوست داشته‌اند نقد کرده‌ام، و ما بر سرِ اشخاصی از جنسِ خودمان که مثلِ ما می‌آشامند و بعد از غذاخوردن هم آروغ می‌کِشند و مثلِ یک موجودِ ضعیف هر روز قضای حاجت می‌کنند، یقه‌ی همدیگر را فشار می‌دهیم، و این وسط در میانِ هیاهوها و شخص‌پرستی‌ها چه حق‌هایی که گُم شده است.
کاملاً طبیعی‌ست اگر همه هم دوستِ ما باشند، یعنی ما راه را در جایی اشتباه رفته‌ایم، چون اکثریّتِ مردم حتّی در مسائلِ بدیهی به بیراهه رفته‌اند. از مکاتبی پیروی می‌کنند که به آنان دلگرمی می‌دهد. اشخاصی را می‌پرستند که هرکه خصائصِ انسان‌های رذیل را بشناسد برای آنان تره هم خُرد نخواهد کرد. پرچم‌هایی را برمی‌افراشند که زیرِ آن، خون‌ها و اشک‌های ستمدیدگان هنوز هم خشک نشده و همچنان جاری‌ست.
تفرقه‌ها غالباً برای آسایشِ روانیِ عابدانِ آن مکاتب، برای تعصّباتِ قبیله‌ای، برای تُرک‌بودن و کُردبودن، و اینوری و آنوری بودن است. تفکّراتِ گلّه‌ای باعث شده رهبران بی‌خطاتر از پیغام‌بران دانسته شوند. من انسانِ خوبی نیستم، امّا نمی‌توانم ذهنم را با چیزهایی که هر روز می‌پرستند گرم کنم. خودم را در آتشِ هیزمِ هیچ بُتی نمی‌سوزانم و مقهورِ هیچ خلسه‌ی جمعی‌ای نمی‌شوم و خودم را در تب‌وتابِ آنچه آسایشِ روانیِ مردم را تأمین می‌کند به دیوانگی نمی‌زنم و خودم را در سست‌ترین خانه‌های عنکبوتی‌شان گروگان نمی‌گیرم، وإنّ أوهن البیوت لبیت العنکبوت.
چیزهای زیادی وجود دارد که واقعاً بد فهمیده شده‌اند و چیزهایی که واقعاً بدند، و خطرِ دوّمی کمتر از اوّلی نیست. اصطلاحات و القابی که به قواره‌اشان بزرگ است، و من نمی‌خواهم بُت‌های وطن، شاعران، علم‌پرستی، ملّیّت، قبور، سوسیالیسم، فِمینیسم، سربازی، انتخابات، فرگشت، نچرالیسم، تصوّف، درویشی‌گری و دیگر چیزها را فقط چون برای گروهی عزیز است گرامی بدارم و ابا می‌ورزم که در مقابلِ افسانه‌های جمعی تعظیم کنم.
و حالا مردمی که بُتگرانِ ماهری‌اند و نسبت به مهم‌ترین مسائلِ زندگی بی‌تفاوت شده‌اند. در تاریخ به‌گزارشِ 'صحیح البخاری' مکتوب است شخصی نزدِ ابنِ عُمَر آمد و از "دم البعوض" [خونِ پشه] درخواستِ فتوا کرد. ابن عُمَر به آن شخص گفت اهلِ کجایی؟ پرسشگر گفت از اهالیِ عراق هستم. ابن عُمَر گفت فقط به این مرد نگاه کنید، از من درباره‌ی خونِ پشه می‌پُرسد درحالی‌که خونِ حسین فرزندِ پیغام‌بر را ریخته‌اند.
الان هم هرکسی برای خود عمّال و رعیّت یک شاه و ملّا و شخصی شده، و همه از آن جهت بوده که از اشخاص پیروی کردند، همه لگدکوبِ ظَلَمه‌ی داخله و خونخوارانِ دولِ خارجه شده‌اند، ذهن‌ها تا جایی فلج شده که به‌خاطرِ مسی و رونالدو و استقلال و پرسپولیس از یکدیگر متنفّر می‌شوند، به چنان فلاکتی افتاده‌اند که در منبرها اصل‌ونَسَبِ سکینه‌خاتون در 1400 سال پیش و آموزشِ استنجا مهم‌تر از ایستادگی علیهِ ظلمِ ملوکِ مستبد و دادگری و اخلاق و خداپرستی‌ای شده که دین و دنیا با آن اقامه می‌شود. حاضرند تا مغزِاستخوانِ حافظ و خیّام نفوذ کنند تا شاعران را از میخوارگی تبرئه و به شرابِ الهی تفسیر کنند و با لسان الغیب فال بگیرند، و از هر زنگاری زر بسازند و از مُردارهای باستانیِ کوروش و کسری موزه‌ای از اسطوره‌های تخیّلی گِرد آورند و به هر سوراخی دست کنند، امّا از قابلِ‌دسترس‌ترین جای دنیا که وضعِ خودشان است غفلت می‌کنند: أفأمن أهل القری أن یأتیهم بأسنا بیاتاً وهم نائمون؟
حاضرند راهِ هزاران ساله را بپیمایند امّا برای بنیادی‌ترین نیازهای ذهن‌شان لحظه‌ای توقّف و تأمّل نمی‌ورزند و فقط اباطیل و یاوه‌های دیگران را نشخوار می‌کنند. ذهن‌شان پُر از شلفیه و الفیه و جابلسا و جابرساست، امّا چیزی از طریقِ ترقّیّات یک تمدّن و مستعمراتِ یک ظالم نمی‌دانند.
چه بود زین شنیع‌تر بیداد؟ | لحنِ داوود و کرِ مادرزاد

💬 @Leo_Shaahovsky
💔136❤31👍7😢6😨4👎3👏3😍1👀1
June 11, 2026 8.4K 50 47