🔴 لزوم تبدیل شدن «حق آموزش» به مطالبه صنفی در آستانه سال تحصیلی:
آموزش در محاصره فقر و بحرانهای متوالی
تعطیلی مدارس در سالهای اخیر دیگر پدیدهای استثنایی نیست. آلودگی هوا، ناترازی انرژی در سرما و گرما و در ماههای اخیر گسترش دامنه جنگ، هرکدام در مقاطعی مدارس را از چرخه عادی آموزش خارج کردهاند. سال تحصیلی گذشته نیز این روند به اندازهای گسترده بود که وزارت آموزش و پرورش اکنون تأکید میکند نمیخواهد سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ بار دیگر با تعطیلیهای پیاپی و تأخیر در امتحانات همراه شود.
این اعتراف اهمیت زیادی دارد. اگر تعطیلیهای مکرر صرفاً یک مسئله اداری بود، نیازی به تأکید وزارتخانه بر جلوگیری از تکرار آن وجود نداشت.
🔸گزارشهای منتشرشده درباره تعطیلیهای سال گذشته، از کاهش قابل توجه ساعات آموزش رسمی سخن گفتهاند. در یک گزارش تحلیلی که به دادههای مرکز پژوهشهای مجلس استناد میکند، کاهش ۱۳۵ تا ۱۸۰ ساعت آموزش رسمی در مقاطع مختلف و محرومیت حدود دو میلیون دانشآموز از دسترسی مناسب به ابزارهای دیجیتال مطرح شده است.
🔸 آموزش غیرحضوری نیز برای همه دانشآموزان جایگزین برابری نیست: دانشآموزی که در خانوادهای برخوردار زندگی میکند ممکن است بتواند با اینترنت مناسب، کلاس خصوصی و امکانات آموزشی، بخشی از عقبماندگی را جبران کند؛ اما برای دانشآموز خانوادهای کمدرآمد، تعطیلی مدرسه میتواند به معنای حذف کامل بخش مهمی از فرآیند یادگیری باشد.
🔸بحران دوم، یعنی ترک تحصیل و بازماندگی از تحصیل، معضل دیگری است که نظام آموزشی ایران با آن درگیر است:
آموزش و پرورش تاکنون از ارائه یک آمار قطعی و قابل اتکای ملی درباره ترک تحصیل خودداری کرده و درباره تعریف و شیوه محاسبه بازماندگان از تحصیل نیز ملاحظاتی وجود دارد. به همین دلیل نمیتوان بر اساس نمونههای پراکنده، یک عدد مشخص را به کل کشور تعمیم داد، اما نبود آمار قطعی به معنای پاک شدن صورت مسئله نیست.
🧩در ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، رویداد۲۴ گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن، ۷۰ دانشآموز از یک مدرسه ۳۰۰ نفره ترک تحصیل کردهاند؛ گزارشی که فقر و گرانی را در کانون توجه قرار میدهد. این عدد را نمیتوان نماینده کل کشور دانست، اما وقوع چنین نمونهای در یک مدرسه، بهویژه در شرایطی که فشار اقتصادی بر خانوارها افزایش یافته، نشانهای است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
🧩گزارشهای منطقهای نیز تصویری مشابه ارائه میکنند: در گزارش ایلنا درباره آذربایجان غربی، «نیمکتهای خالی» از زاویه بازماندگی کودکان از تحصیل بررسی شده و مجموعهای از عوامل اقتصادی، جغرافیایی و خانوادگی در این پدیده مورد توجه قرار گرفته است.
🔴 فقر آموزشی و فقر اقتصادی به یکدیگر نزدیک شدهاند و در خانوادههایی که نوجوان میتواند با کار کردن بخشی از درآمد خانوار را تأمین کند، مدرسه بهتدریج با رقیبی جدی به نام «بازار کار» مواجه میشود.
شاید دقیقا در همین نقطه است که نقش تشکلهای صنفی معلمان اهمیت پیدا میکند.
معلمی که دستمزد کافی ندارد و برای تأمین زندگی ناچار به شغل دوم و سوم روی میآورد، با فشار و خستگی بیشتری وارد کلاس میشود. خانوادهای که درآمدش با هزینههای زندگی تناسب ندارد، مجبور است فرزندش را برای کار وارد بازار کند و مدرسهای که به دلیل ناترازی انرژی یا بحرانهای دیگر مرتب تعطیل میشود، امکان ارائه آموزش مستمر و باکیفیت را از دست میدهد. بنابراین افزایش دستمزد نه فقط یک مطالبه اقتصادی، بلکه بخشی از سیاست دفاع از آموزش عمومی است.
«حق آموزش» میتواند دستورکار مشترک معلمان و جامعه باشد
در آستانه مهر، تشکلهای صنفی میتوانند یک دستورکار مشخص را در کنار مطالبات همیشگی خود مطرح کنند. حفاظت از استمرار آموزش و جلوگیری از خروج دانشآموزان از مدرسه. این دستورکار میتواند چند مطالبه روشن را در دستور کارخود قرار دهند:
🔺شفافیت درباره تعطیلی مدارس
🔺تعطیلی مدرسه باید آخرین گزینه باشد
🔺آموزش ازدسترفته باید جبران شود
🔺ترک تحصیل باید به مسئلهای قابل مشاهده تبدیل شود
🔺حمایت معیشتی از دانشآموزان باید بخشی از سیاست آموزشی باشد
در گزارش داوطلب ببینید «حق آموزش» چگونه میتواند دستورکار مشترک معلمان و جامعه باشد، دستمزد معلم چه نقشی در این دستورکار دارد و مهر امسال چگونه باید آغاز شود.
🔺متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://davtalab.org/2026/4506/
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
