28 مرداد و سقوط دولت محمد مصدق الزامات، بدیهیات و آن موارد که در بطن… — Winter Light — TG.ME

28 مرداد و سقوط دولت محمد مصدق

الزامات، بدیهیات و آن موارد که در بطن و پرونده حقوقی مصدق-شاه، مکررا تعمق و بیان شده است، که مصدق اختیارِ انحلال مجلس را نداشت، و خودِ این حرکت، کودتایی بود که توسط دولتِ شاهنشاهی با همراهی دولت آمریکا و انگلیس که از گسترش و نفوذِ شوروی بر حاکمیت ایران و از دست دادن شاهراه نفتی و اقتصادی هراس داشتند خنثی شد.
منتهی، موردِ کم تر گفته شده، واقعیت های اقتصادی هست که پشت گوش انداخته میشود، مسائل اقتصادی ملی شدنِ صنعت نفت، که دومینو وار منجر به اختلافات مجلس و شاه با مصدق و در نهایت، سرنگونی مصدق شد.
مصدق در ذاتِ خود یک حقوقدان بالقوه بود، و همه چیز را بر مبنا و ساختارِ حقوقی میدید، فهم چندانی از اقتصاد و عواقبی که تصمیمات حقوقی او میتواند بر رشد ناخالص ملی، پایه دستمزد و صادرات نفت و.. داشته باشد، نداشت.
بعد از اعلام ملی شدن صنعت نفت، و به قولِ ادبیاتِ ضدِ استعماری آقایان، کوتاه کردن دست اجنبی از مایملک و اموال کشور، فروش نفت ایران به معنای واقعی کلمه سقوط آزادِ وحشتناکی داشت. آمریکایی ها و انگلیسی ها هیچ مشکلی با مالکیتِ حقوقی ایران بر پالایشگاه های نفتی نداشتند، نگرانی اصلی آنها برهم خوردن تعادل بازارِ نفت جهانی و مهم تر از همه قرادادهایی بود که وضع شده بود و هزینه هایی بود که انها از خلل آن متحمل شده اند.
بعد ملی شدن، امریکا و دولت ترومن تلاش برای حل این مناقشه داشتند اما نتوانستند این مناقشه را حل کنند، محاصره عظیمی توسط انگلستان انجام شد و صادرات نفت ایران از روزی۶۶۴ هزار بشکه نفت( قبل از ملی شدن) به ۲٠ هزار بشکه( بعد از ملی شدن نفت) در روز رسید، در عین حین ورود خیل عظیمی از محصولات بریتانیایی به ایران ممنوع شد و منابع ارزی طی دو سال پایانی دولت مصدق کم و کمتر و تورم نسبت به سال های قبل رو به افزایش بود و درآمد دولت هم کمتر از قبل بود، در عین حال، بریتانیا با افزایش ریسک خرید نفت از ایران باعث شد احتمالات و براوردهای اقتصادی مصدق اشتباه از آب در بیاید و چه مستقیم چه غیرمستقیم بزرگترین متحدان را در این زمینه از ایران دور کند.
اینجا بود که مناقشات اصلی محمدرضا پهلوی با مصدق اغاز شد، شاه از اول مخالف ملی شدن صنعت نفت و بیشتر شدن سهم ایران نبود و معامله شبیه به ۵٠ ۵٠ را پیشنهاد میکرد، حرکت ملی کردن صنعت نفت از اول حرکت درستی بود، منتهی خودخواهی و یک دندگی های محمد مصدق و گوش نسپردن به عواقب اقتصادی این کار بدون آنکه بتواند شرک های تجاری خوبی مانند امریکا و انگلیس را به قول معروف نپراند، را در عین حال که نفت را ملی میکند منجر به ضعیف تر شدن دولت او شد.
در واقع اختلافات اقتصادی دومینو وار بود که دولت مصدق را به لبه پرتگاه رساند.
نتیجه این تصمیمات، فشارهای تدریجی، اقدامات پر هزینه و اشتباه مصدق منجر شد زیر بار انتقادات برود، او در عین حال خودش معتقد بود مجلس قرار است به خاطر اشتباهاتش زیرپای او را خالی کند و نگذارد آن طور که او میخواهد کار ها را پیش ببرد و در نهایت رای به سقوط و انحلال دولت او بدهد، برای همین آن را تعطیل کرد تا خطری دولت او را تهدید نکند.
در واقع به چیزی که خواستم به آن برسم این بود، مصدق خود اسبابِ برکناری و یا به قول دوستان سرنگونی خود را مهیا کرد، با زیرپا گذاشتن بنیاین حقوقی مشروطه آن زمان، با ملی کردن بدون پشتوانه اقتصادی صادرات نفت، با تعطیل کردن مجلس و وارد کردن مشکلات اقتصادی ریز و درشت به کشور و مهم تر از همه، عدم درک این موضوع که این مدل رفتار برای کشوری که هنوز تکنولوژی و علم دست بالاتر را ندارد، میتواند منجر به انزوا و عقب ماندن تدریجی آن از کشورهای دیگر منطقه شود.
❤4👍4👎3
August 19, 2026 225 2