خیلی از حرفهایی که درباره رشد، سیستمسازی و توسعه کسبوکار میزنیم، آخرش به یک نقطه مشترک میرسد:
مدیر باید بتواند تفویض اختیار کند؛ طوری که کارها بدون حضور دائمی خودش جلو بروند.
اما تفویض اختیار فقط این نیست که بگوییم:
«این کار از امروز با تو!»
اگر همه تصمیمها سالها به مدیر وابسته بوده، نمیشود یکشبه انتظار داشت تیم مستقل عمل کند. تفویض اختیار قبل از هر چیز به فرهنگسازی نیاز دارد؛ و این فرهنگ از خود مدیر شروع میشود.
مدیر باید کمکم از «انجامدهنده همهچیز» تبدیل شود به کسی که:
• نتیجه مورد انتظار را شفاف میکند.
• محدوده اختیار هر نفر را مشخص میکند.
• اجازه تصمیمگیری و حتی اشتباه کنترلشده میدهد.
• بهجای کنترل لحظهای، خروجی را اندازه میگیرد.
اما یک بخش مهمتر هم هست:
اختیار بدون فرآیند، خیلی راحت تبدیل به بینظمی میشود.
برای کارهای تکرارشونده باید فرآیند عملیاتی مشخص باشد: چه کسی مسئول است؟ چه مراحلی باید طی شود؟ در چه شرایطی نیاز به تأیید مدیر وجود دارد؟ و نتیجه صحیح دقیقاً چه شکلی است؟
و این فرآیندها هم نسخه آماده اینترنتی نیستند؛ باید متناسب با تیم، محصول، ساختار و واقعیت همان کسبوکار طراحی شوند.
هدف نهایی سیستمسازی این نیست که مدیر هیچ کاری نکند.
هدف این است که برای پیش رفتن کارهای روزمره، حضور مدیر شرط نباشد.
اگر یک هفته در شرکت نباشی، چند درصد کارها بدون تماس با تو جلو میروند؟
همان عدد، تقریباً نشان میدهد چقدر واقعاً تفویض اختیار کردهای


