@thKimKatrin · 161 subscribers
تو قلبِ منی نعنـا، چیزی که هیچکـس نیست.
The short link opens the channel straight in the Telegram app — not in a browser tab.
tg.me/go/thKimKatrinIs this your channel? Add @tgme as admin — and see how many people click your links. Get the stats →
Channel created March 8, 2024per Telegram
We have been tracking it since August 16, 2026
In all that time the channel has changed neither its name, nor its @username, nor its avatar.
We show only what we have seen ourselves.
درد داشت
دیدن خستگیهای پسر مقابلش که همهی وجودش شده بود، دیدن غم توی چشماش، اون چشمایی که کل زندگیش توش خلاصه میشد..
اون پسر همه چیز تهیونگ بود و حالا باید شاهد درد کشیدنش میشد بدون اینکه بتونه کاری کنه و این... خودِ درد بود.
دستی توی موهای پسرک غمدیدش کشید و با دیدن تارهای برفگونی که خیلی مشهود نبودن اما هربار چشم تهیونگ رو میگرفتن به زور لبخندی روی لبهاش نشوند، لبخندی که به چشمش نرسید و فقط لبهاش رو تزئین کرد، لبخندی که دردناک تر از هزار بار اشک ریختن بود
و سکوت چیزی بود که حالا بین اون دو حاکم شد و در ذهن هر کدوم یه هیاهوی متفاوت ایجاد کرد، یه کولاک از احساسات متضاد، یه درد عجیب و غمی که اون لحظه بینهایت و بیانتها بهنظر رسید و خوشحالی دست نیافتنی تر از همیشه. مثل یه جاده ی بی سرو ته که هرچقدر طی بشه باز هم به آخرش نمیرسی و فقط سراب میبینی؛
حالا دیگه انگار حرفی برای گفتن نمونده بود، میدونست جونگکوک دیگه کلمه ای برای ساختن جمله توی ذهنش نداره. میدونست ذهنش الان خالی تر از خالیه، یه برهوت از پوچیِ بیپایان. اون لحظه آغوش تنها چیزی بود که میتونست به تک الماسش هدیه کنه و اینکار رو هم کرد.