حقیقت: سالبوتامول استنشاقی در تقریباً تمام گایدلاینهایی که من میشناسم، خط اول درمان (First line) در تشدید شدید آسم است.
تقریباً اغلب این بیماران، و بهطور کلی هر کسی که به سختی نفس میکشد، ضربان قلبش بالا میرود.
پس چگونه همه گایدلاینها توصیه میکنند سالبوتامول بدهیم، در حالی که میدانیم میتواند ضربان را افزایش دهد؟
مدتها مردد بودم این جمله را بنویسم، تا اینکه آن را صریحاً در Medscape دیدم:
«عوارض جانبی ممکن است شامل لرزش و تمایل خفیف به تاکیکاردی باشد. با این حال، بسیاری از بیمارانی که با آسم حاد و تاکیکاردی مراجعه میکنند، در واقع با درمان بتاآگونیست استنشاقی، ضربان قلبشان کاهش مییابد.»بیمار ضربانش بالاست چون ساده بگوییم نمیتواند نفس بکشد.
به او سالبوتامول بده، راههای هواییاش را باز کن… نتیجه نهایی این است که ضربانش آرامتر میشود.
یعنی بیماری با ضربان ۱۲۰ را سالبوتامول بدهی که مثلاً انتظار داری ۱۰ ضربه دیگر اضافه کند… بهجای اینکه ۱۳۰ شود، میبینی ضربانش به ۱۰۰ یا حتی ۹۰ رسیده است.
(در پزشکی همیشه ۱+۱ مساوی ۲ نیست.)
اما اگر با حمله شدید آسم آمده، تاکیکاردی بهتنهایی کنتراندیکاسیون محسوب نمیشود؛ فقط با احتیاط شروع کن و بیمار را زیر نظر داشته باش.
ماجرا برمیگردد به کنفرانسها و گایدلاینهای متعدد درباره درمان آسم در بیماران سرپایی (کلینیک). از حدود ۲۰۱۹ به بعد تأکید شده که نباید SABA را بهتنهایی داد و اینکه مصرف تنها میتواند خطرناک باشد و باید همراه کورتیکواستروئید باشد و غیره… همه اینها درست، اما برای «بیمار کلینیک».
اما در شرایط «اورژانس»، SABA قهرمان و نجاتدهنده اصلی است.
گاهی میبینی بیمار را میفرستند تا « کورتون» بگیرد که ممکن است کمتر ضروری باشد ولی سالبوتامول که شماره یک و واقعاً مؤثر است را نمیدهند، به این بهانه که بیمار تاکیکاردی دارد.
اگر خواستی اثر سالبوتامول را تقویت کنی، میتوانی همراهش آتروونت هم بدهی.
و بهترین توصیف حال سالبوتامول در برابر گایدلاینهای امروزی، این بیت از عنتره است:
مرا در زمان صلح «پسرِ کنیز» میخوانند،
اما هنگام رویارویی اسبها (در میدان نبرد)، «پسرِ نجیب زاده ها» صدایم میزنند.
يُنادونَني في السِّلمِ يا ابنَ زَبيبةٍ
وعِندَ صِدامِ الخَيلِ يا ابنَ الأَطايِبِ




