گابریل ازم میپرسه آیا خانوادهم در امان هستند؟ براش توضیح میدم که خانوادهام هنوز زندهاند اما در امان نیستند . بهم میگه آیا میتونم بیارمشون اینجا تا خیالم راحت بشه. براش توضیح میدم خیال من وقتی راحت میشه که ایران از این اشغال خونین دربیاد و نود میلیون نفر بتونن هوا برای زندگی داشتهباشند. وارد جزییات میشه و میپرسه برای چی دارند این همه آدم میکشند؟ براش توضیح میدم و توضیح میدم
سعی میکنم از چیزهایی که براش شناختهشدهاست، استفاده کنم. میگم چیزهای وحشتناکتر از کورههای آدمسوزی هیتلر در ایران در جریانه. چیزی بسیار وسیعتر از هرچه آلمان نازی کرد، چیزی که وحشتناکتر از وحشتناکترین چیزهایی که شنیدهای . چشماش گرد میشه. صورتش سرخ میشه و آخرش میگه امیدوارم خانوادهت در امان باشند.
و در نهایت به خودم میگم
دو چیز ترجمهناپذیره:
یکی وضعیت وجودی ایرانی زاده شدن
و آنچه در این پنجاه سال بر ما رفته
و دوم مهری که هویت جمعی ما رو میسازه…مهری که همه ساکنین ایرانزمین رو خانواده قلب ما میکنه.
15
7
1January 25, 2026 1K 4