در شاهکار بی‌بدیل جورج اورول، ۱۹۸۴، وینستون اسمیت را، پس از آن‌که… — پیاده‌راه — TG.ME

در شاهکار بی‌بدیل جورج اورول، ۱۹۸۴، وینستون اسمیت را، پس از آن‌که قوانین حزب را زیر پا گذاشت، به اتاق‌های شکنجه‌ی وزارت عشق بردند. پس از شکنجه‌های سنگین، وینستون یاد گرفت که حقیقت آن چیزی است که حزب می‌گوید و نه چیزی که می‌بیند. شکنجه‌گر با دستش عدد چهار را نشان می‌داد و به او می‌گفت که این عدد پنج است.

نظام‌های تمامیت‌خواه اولین چیزی را که نشانه می‌گیرند خودِ امر حقیقت است. آن‌ها می‌خواهند حقیقت را از ابتدا مطابق میل خودشان بنویسند. سانسورها، پروپاگاندا، دروغ‌گویی‌ها، ممنوعیت آزادی بیان و احکام سنگین برای مخالفان، همه در راستای این هدف نهایی است. پیش‌بینی اورول از آینده چنین بود: چکمه‌ای که همواره صورتی را بر زمین له خواهد کرد، نمادی از سلطۀ مطلق و همیشگی حاکمیت بر تمام امورات فردی شهروند. در این نظام‌ها، چیزی به‌نام فردیت و هویت فردی وجود ندارد. همه‌ی شهروندان الزاماً به یک هویت جمعی گره می‌خورند و به‌عنوان مهره‌ای کوچک در دستگاهی بزرگ تعریف می‌شوند.

در داستان اورول، خودِ شکنجه‌گر می‌دانست چه چیزی واقعی است و چه چیزی واقعیتِ برساخته‌ی حزب است. مثلاً، قبل از شکنجه‌ی وینستون، برایش توضیح داد که برادر بزرگ (رهبر حزب و دیکتاتور اصلی) اصلاً وجود خارجی ندارد. اما مشکل نظام‌های تمامیت‌خواه این‌جاست که، بعد از دهه‌ها دروغ‌پردازی و پروپاگاندا، سران و عوامل حکومت هم دیگر توانایی تشخیص دروغ‌ها را از واقعیت ندارند. آن‌ها آن‌قدر دروغ می‌گویند که خودشان هم حقیقت را فراموش می‌کنند. چنان اغراق‌آمیز درباره‌ی دستاوردهایشان لاف می‌زنند که خودشان هم باورشان می‌شود قدرت بی‌مقدار دارند. در نهایت، همین پروپاگاندا و دروغ‌پردازی که زمانی ابزاری نیرومند در دستشان بود، تبدیل به پاشنه‌ی آشیلشان می‌شود.

در این چند روزه‌ی جنگ، هر بار که صداوسیما را نگاه می‌کنم، تمام کار بخش‌های خبری و برنامه‌هایش تبلیغاتِ توانایی‌ها و پیروزی‌های جمهوری اسلامی است. در صداوسیما، خبری از حمله‌های اسرائیل به تهران نیست، بلکه فقط موشک‌های توانمند سپاه پاسداراننند که صهیونیست‌ها را آواره‌ی دریاها کرده‌اند! در ساختاری که دروغ به جای حقیقت نشسته است، این وارونه‌سازی سرانجام یقه‌ی خودشان را هم خواهد گرفت. تصمیم‌گیران با تصور برتری‌شان از جنگ استقبال می‌کنند و علی‌رغم شکست‌های پی‌درپی اطلاعاتی، امنیتی و نظامی نمی‌خواهند بپذیرند که ضربه‌های سختی خورده‌اند. این مسئله حتی به هویت جمهوری اسلامی هم برمی‌گردد. در جمهوری اسلامی، چیزی به‌نام شکست هرگز معنا ندارد و هر شکستی با تغییر معنای کلمات به نوعی پیروزی بدل می‌شود. مثلاً، ساختمان صداوسیما هدف قرار گرفت و آن‌ها این را نشانی از ناتوانی اسرائیل و پیروزی خودشان دیدند!

در روزهای آشوب و جنگ، اسیر تبلیغات و پروپاگاندا و شعارها و شعرها نشوید. حقیقت روی زمین با خواسته‌ها و امیال ما خیلی متفاوت است. از راستی و صداقت دفاع کنید، اگرچه که تلخ باشد و ضد آرزویتان. دوست دارید که اسرائیل نابود شود؟ قبول، اما واقعیت این است که در طول این دو سال اسرائیل روزبه‌روز قدرت بیشتری گرفته و دارد مرحله‌به‌مرحله دشمنانش را از زمین بازی بیرون می‌کند.

میهن‌دوستی و وطن‌پرستی به‌معنیِ حرّافی‌های شاعرانه برای جان‌دادن در راه وطن نیست. میهن‌پرست واقعی تصمیمی را می‌گیرد که بهترین نتیجه را برای جان و مال شهروندان میهنش داشته باشد. در سال ۱۹۴۵، امپراتور ژاپن پس از اصابت دو بمب اتمی به شهرهایش تسلیم شد، زیرا نابودی بیشتری برای مردمان و کشورش نمی‌خواست. او می‌توانست در راه وطن و سربلندی ژاپن تا پای جان بجنگد، اما دیگر از وطنش جز ویرانه‌ای باقی نمی‌ماند. برعکس، ژاپن پس از تسلیم به مدار توسعه و پیشرفت برگشت و امروز یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان است.



🔗 آرین افشار | پیاده‌راه
❤7👎7
June 18, 2025 640 2