🍃
اپاختر و موردور
در استورههای ایرانی، سرزمینهای سرد شمالی، جایگاه اهریمن و دیوان است. اهریمن از اپاختر (شمال) میتازد؛ شمال جایگاه سرما، تاریکی و مرگ است.
دوزخ نیز «سرد و گندآلود» توصیف میشود و این سرما، خاطرهٔ واقعی ترس از شمال تاریک است، نه ساختهٔ خیال فلسفی.
تالکین نیز وارث ناخودآگاه همین نگاه شمالی است. هر چند موردور را در شرق نقشهٔ «میانه زمین» گذاشت، اما توصیفش همان منطق شمال اهریمنی را دارد. سرزمینی خاکستری، بیآفتاب و محصور در کوههای سیاه. موردور یعنی سرزمین سیاه و سایه.
اهریمن و سائورون، هر دو از گذشته آگاهند اما از آینده بیخبر. هر دو میآلایند و تباه میکنند. دیوان در متون ایرانی و اورکهای تالکین، هر دو سپاهیانی بینام و بیتبارند.
پایان شرّ در هر دو روایت، فروپاشی تاریکی و بازگشت نور است. این همخانوادگی، خاطرهٔ مشترک انسانی از شمال سرد و تاریک است؛ خاطرهای که در ایران باستان به شکل اهریمن و دیوان، و در اروپای شمالی به شکل سرزمینهای سایه و سرما باقی ماند. موردور، اپاختر ایرانی است که تالکین آن را به شرق برد؛ همان شمال اهریمنی، اما با کوه آتشفشان که بر جای چکاد داییتی نشست.
@oldhistor

3September 1, 2026 77 4