قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ جاشوا:
…آنجا احساسی فراگیر و همهجانبه از عشق، شفقت، آرامش و پذیرش کامل وجود داشت؛ وحدتی عمیق با تمامی هستی، هرآنچه در تمامی گذشته، حال و آینده وجود داشته و خواهد داشت.
در آنجا هیچ دردی نبود، و هیچ ترس و ناراحتیای وجود نداشت. زبان و زمان هردو بی معنا بودند. من همزمان همهچیز بودم و هیچچیز نبودم ــ نمیتوانم روشنتر از این توضیح دهم. با یقین میدانستم که بار دیگر بخشی از آگاهی و ضمیر عظیم و یکپارچه [هستی] شدهام.
پیرامونم رنگهایی بود متفاوت از هرآنچه در جهان فیزیکی وجود دارد: انرژیهایی با حالت پلاسما که موجدار و زنده بودند. اینها رنگهایی توصیفناپذیر و فراتر از طیف فیزیکی بودند. با تمام وجود حس میکردم که به خانه بازگشتهام ــ جایی که پیش از تولد از آن آمده بودم و جایی که همهٔ ما به آن بازمیگردیم. بهگونهای غریزی میدانستم که عشق نیرویی است که همهچیز را به هم پیوند میدهد؛ نه صرفاً یک احساس، بلکه قانونی کیهانی، مانند قانون جاذبه...
www.nderf.org
NDE Experience
Narrative description of Nicole G NDE
26
8
1
1December 10, 2025 1.8K 15