قسمتی از تجربه منفی پیتر (ترجمه جدید): «...هیچ اثری از حیات در اطراف… — تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی — TG.ME

قسمتی از تجربه منفی پیتر (ترجمه جدید):
«...هیچ اثری از حیات در اطراف من وجود نداشت. تنها علف‌های مرده، بوته‌های خاموش و دودآلود، و کوه‌هایی دوردست که در اطراف یک دره‌ بودند. میان آن کوه‌ها، مایع سیاهی موج می‌زد؛ همچون سدی زنده. در سمت راستم درختی تنها ایستاده بود. این درخت تقریبا برگی نداشت، بجز بخشی کوچکی که در آن چند برگ سبز هنوز به آن چسبیده بودند. آن سوی آن مایع سیاه، نور و سبزه و زندگی دیده می‌شد. همان لحظه فهمیدم که من مرده‌ام، و تصور کردم که در جهنم هستم...

...وقتی به آن سایه نزدیک شدم، چهره‌اش آشکار شد. صورتی زخمی و بهم ریخته و معوج. ولی او لبخند می‌زد و یک چهره آشنا بود. آنگاه فهمیدم: من داشتم به روح خودم نگاه می‌کردم!..»
❤21😢7😭5
November 9, 2025 2.5K 7