وارونگی چپ ایرانی
. به لحاظ تاریخی، چپ ایران نماد جهانوطنی طبقاتی شوروی را برگزید، نه شیوۀ جمهوریخواه فرانسه که میهن را بستر مبارزه میدید. همین ریشه، نفی فرهنگ ملی و گسست از خاک را به همراه آورد.
. در این رویکرد، زبان، تاریخ و هویت ایرانی، «ارتجاعی» انگاشته شد. از سوی دیگر، چون حکومت اسلامی گاه به دوران کنونی، از نمادهایی چون تختجمشید و فردوسی استفاده (ابزاری) میکند، چپ میپندارد این مفاهیم مصادره شده و قابل بازتعریف نیست.
. روشنفکر ایرانی، ایرانشهر را ساختاری طبقاتی و استبدادی میداند و گمان میکند دفاع از آن به قیمت نادیده گرفتن کارگر، زن و اقلیت تمام میشود؛ غافل از آنکه ایرانشهر خود یک ظرف تمدنی بوده است.
. چپ با خودتحقیری تاریخی و در واکنش به ملیگرایی، به دام نفی تمام گذشته افتاد و به نمادهای خارجی گره خورد، نه به بازتعریف عدالت در بستر تاریخ و سرزمین ایران. در نتیجه، در میان مردم ریشه ندواند و بیگانه جلوه کرد.
نمیتوان برای ستمدیدگان یک سرزمین جنگید، در حالی که آن سرزمین را از فرهنگ و تاریخ تهی نمود. پذیرش ایرانشهر، عقبنشینی از عدالت نیست، پر کردن خلأ هویتی است.
@midhistor


