دست داشتن در سرقت، مرتکب سرقت شدن
Two masked men entered the bank to commit a robbery.
دو مرد نقابدار وارد بانک شدن تا مرتکب سرقت بشن.
تهدید کردن
The robber used a gun to threaten the shopkeeper.
سارق برای تهدید فروشنده از اسلحه استفاده کرد.
فضای پرتنش، جو ملتهب
There was a tense atmosphere in the room during the argument.
در طول مشاجره، فضای پرتنشی بر اتاق حاکم بود.
ترساندن، ترسیدن
The loud noise scared the children in the store.
صدای بلند، کودکان داخل فروشگاه رو ترسوند.
پریدن داخل (چیزی) ، سریع سوار شدن
They jumped into the car and drove away quickly.
اونها سریع سوار ماشین شدن و با سرعت دور شدن.
مواجهه ، درگیری
The police tried to avoid a violent confrontation.
پلیس تلاش کرد از یه درگیری خشونتآمیز جلوگیری کنه.
هرجومرج ، شلوغی و بینظمی
The sudden explosion caused chaos in the street.
انفجار ناگهانی باعث هرجومرج تو خیابان شد.
رهگذر ، تماشاگر صحنه
An innocent bystander was injured during the shooting.
یک رهگذر بیگناه در جریان تیراندازی مجروح شد.


