ببینم چکار میتونم بکنم (تلاش برای کمک کردن).
OK, I’ll see what I can do, but I’ve got to go now.
باشه، ببینم چکار میتونم برات بکنم، اما الان باید برم.
چرا که نه! فک نکنم مشکلی باشه.
آخه میدونی... / ببین... (برای توضیح دادن علت یک اتفاق).
You see, my brother's arriving from Cairo.
آخه میدونی، برادرم داره از قاهره میرسه.
بذار ببینم... / بذار فکر کنم... (وقتی نیاز به زمان برای فکر کردن دارید).
Hmm, let's see... It must be Angelo.
همم، بذار ببینم... باید آنجلو باشه.
ببین چطور پیش میره، امتحانش کن ببین چی میشه.
Well, you could try it and see how it goes.
خب، میتونی امتحانش کنی و ببینی چطور پیش میره.
خودت بعداً میفهمی ، خواهی دید!
Oh, it’ll be wonderful – you'll see.
اوه، فوقالعاده خواهد بود – خودت خواهی دید!
خودت برو ببین! با چشمای خودت ببین!
