بهنام بهنویس هستی
کاریکلماتور به یک یا گاهی دو جملهٔ کوتاه گفته میشود که دارای بازی کلامی است. این بازی کلامی بیشتر بر پایهٔ آرایههای ایهام و جناس (بهویژه جناس تام) است. شاید بتوان گفت که کاریکلماتور مرزی است میان میکروفیکشن، نانوفیکشن و شعر سفید. البته هر کاریکلماتور مجزا، برخلاف میکروفیکشن و نانوفیکشن، اسم ندارد و از پیرنگ داستانیِ کلاسیکی هم پیروی نمیکند. گذشته از آن، برخلاف شعر سفید، معمولاً آهنگ درونی ندارد و بهجای تخیل شاعرانه، تخیل طنزگونه دارد.
🔷 سه نمونه:
با نانهایی که آجر کرده بود، کاخ ساخت. (متین یحییزاده)
هر صبح جلوی آینه با خودم دستبهیقه میشوم. (احمدرضا بهرامپور)
همیشه زبان را به جبر ترجیح دادهام. (حسن ناژفر)
🔷 گفتنی است پیدایش واژهٔ کاریکلماتور به احمد شاملو میرسد که آن را برای سبک نوشتههای پرویز شاپور وضع کرده است. برای ساخت کاریکلماتور، «کلمات»، با حذف بخش میانی واژهٔ کاریکاتور، درون آن نشسته است. از نظر واژهسازی، ساخت این آمیزواژه بسیار کمیاب است.
#کاریکلماتور
Telegram: https://t.me/language_niceties
Instagram: https://instagram.com/language_niceties
A. Parsazadeh

4
3September 2, 2026 175 13