چرا آموزش حضوری؟
✍🏼سمیه شهریسوند؛ فعال صنفی معلمان
حرف از مجازی شدن مدارس در میان است. با عنوان کمبود انرژی یا به خاطر جنگ.
در هر دو مورد مسئولیت به طور کامل متوجه حاکمیت و دولت است.
هرجنگی دو سویه دارد. آنکه تهاجم میکند و آنکه مورد هجوم قرار میگیرد اما آنکه مورد هجوم است هم بیتاثیر نیست. مثل ماجرای حمله مغول به ایران که میتوانست با تدبیر سیاسیون آن زمان رخ ندهد. گروهی از نظامیان، سیاسیون و بدنه اجتماع به آشکارگی بر طبل جنگ میکوبند و هرگونه مذاکره را رد میکنند و در تمام سالهای گذشته هم در سخنرانیها، مجامع رسمی، سیاستگذاری و بودجهبندی نظامی و شعارها بر همین روال بودهاند و نمیتوان نقش این رویکرد را در نزدیک کردن کشور به چنین شرایطی منکر شد.
هزینه این سیاستها را ما مردم با جان، از دست دادن حداقلهای رفاهی، سلامت جسم و روان میپردازیم و منافع زندگی در بحران را گروههای سودجو با واسطهگری برای دور زدن تحریم و قاچاق کالا و بینظمی و در لوای آن سرکوب هرگونه معترض و منتقد با اتهام جاسوس و معاند و مخل امنیت ملی میبرند که درنهایت باعث تثبیت قدرت در دستان عدهای قلیل شود و نیز باعث طرد شدن خیلی عظیمی از جمعیت و فروپاشی مفهومی به نام ملت.
در کمبود انرژی هم نه میتوان نقش این سیاستها که موجب تحریمهای شدید شده و روی آوردن حاکمیت و دولت به رمزارز برای تبادل مالی و انبوه ماینرهای پرمصرف را نادیده گرفت و نه بودجههای کلانی که به جای عمران و زیرساخت صرف بخش نظامی شده است یا خریدن کالاهای اساسی کشور با چندین برابر قیمت واقعی.
کشور به جای یک مجموعه ساختارمند و با برنامه برای رسیدن به اهداف توسعه تبدیل شده به خانهای که هرکس ساز خودش را میزند و تلاش میکند روز را به شب برساند و برای فردا هم خدا بزرگ است و سالبهسال وضعیت زندگی مردم بدتر شده است.
اما چرا آموزش مجازی نه؟
اولین و مهمترین دلیل من وضعیت سلامت روان کودکان و نوجوانان است.
در شرایطی که خانوادهها درگیر مشکلات اقتصادی حاد هستند، آموزش ساختارمند برای فرزندپروری ندیدهاند و گسترش فضای مجازی بدون ترویج فرهنگ استفاده از آن بحرانهای خانوادگی زیادی ایجاد کرده است، برای بسیاری از دانشآموزان مدرسه نه فقط محلی برای یادگیری که مهمتر از آن چند ساعت حضور در فضایی امن است.فضایی که خشونت بدنی و کلامی، آزار جنسی، دعواهای والدین، و صحبت دائمی در مورد مشکلات مالی رهایشان میکند و میتوانند در کنار همسنوسالهایشان بخندند و بازی کنند. گاهی با معلمهای امنشان درددلی کنند یا با مشاوران حرف بزنند.مشاهدات میدانی ما معلمان گواه بروز افسردگی شدید در زمانهایی است که آموزش مدت زیادی مجازی بوده است.
دانشآموزان در صورتی که اعتماد کنند به صورت شفاف علتش را حضور مداوم در خانه و در معرض تنش و آسیب بودن مطرح میکنند. شاگردانی دارم که با گذشت چند سال از شیوع کرونا هنوز نتوانستهاند از چنگال آن افسردگیای رهایی یابند که از ماندن در خانه ناشی شده.
مسئله دوم حذف ارتباط انسانی بین معلم و دانشآموز است. چیزی که از بهترین و باارزشترین جنبههای شغل معلمی بود و به زندگی ما و کودکان معنا میبخشد و در طول سال تحصیلی با تلاش، فراز و نشیب رابطههای پرچالش را به شکلی سالم ترمیم میکردیم، مهارتهای بسیاری در کنار هم یاد میگرفتیم و درنهایت از همه ما انسانهای بهتری میساخت حالا تبدیل شده به یک پروفایل یا نهایتاً صدایی که قطع و وصل میشود.
دیگر نه خبری از طرح درسهای خلاقانه است و نه کارهای گروهیِ نو. نه تئاتری در کار است و نه همخوانی و بحث و گفتوشنودی عمیق. نه اردویی و نه بازدید علمی. کل آموزش به صفحه چند اینچی موبایلی ختم میشود که چند فایل را باید دانلود و آپلود کرد.
نه ارزیابی درستی میتوان انجام داد و نه حتی میتوان فهمید کدام شاگرد در کلاس حاضر است یا چقدر حضورش بامعناست.
چقدر پیش آمده بود که با دیدن چهره دانشآموزی غم پنهانش را دریابیم و جویای حالش شویم و با همدلی دردی از دردهایش دوا کنیم.
چقدر دیدن دانشآموزی با کفش کهنه یا لباس نازک در زمستان به ما اطلاعات میداد و پوشاکش را تهیه میکردیم.
حالا اصلاً خبر نداریم این دختر یا آن پسر دقیقاً چه مشکلاتی دارد و آیا میتواند درس بخواند یا نه؟
سیستم آموزشوپرورش همان زمان هم از پرورش تواناییهای لازم و سواد ضروری درمانده بود حالا با برگزاری مجازی کلاسها در حال تربیت نسلی است که ابتداییترین سطح دانش را هم ندارند و املای درست واژهها و گفتن چند جمله در توصیف احساساتشان کاری دشوار است.
آموزش عمومی،رایگان و باکیفیت و حضوری حق همه دانشآموزان است.
شما را به این پویش دعوت میکنم که از مزایا و ضرورت آموزش حضوری و مشکلات و آسیبهای آموزش مجازی بنویسید و محتوا تولید کنید.
۱۱ شهریور۱۴۰۵
منبع: کانال تلگرامی لیموترش
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran

