انگشتانم را نگاه میکنم؛ جای تو بینشان هوا وجود دارد. نوک انگشتانم به تو فکر میکنند و دستانم میلرزد. به این فکر میکنم که شاید حرکت مولکولهای هوای اطرافم به صورتت راه پیدا کنند و نوازشت کنند. تمام تنم میلرزد. تلویزیون شاید روزی صادق باشد؛ تلویزیون شاید روزی صادق باشد و برای توصیف آب و هوای اطرافت تیتر بزند: مردی در تلاش برای در آغوش کشیدنت از دور.
@khodinegi

