دنبالهی فرستهی پیش
معیار آزادی، رفتار با «مخالف خوب» نیست
یکی از اصول مهم برای فهم هر نظام سیاسی این است: میزان آزادی را با حقوق دوستان حکومت نسنجید، با حقوق مخالفان نامطلوب آن بسنجید. هر حکومتی میتواند با کسانی که تهدیدش نمیکنند مدارا کند. حتی حکومت اقتدارگرا میتواند روشنفکر محبوب داشته باشد. منتقد قابل تحمّل داشته باشد. اپوزیسیون خوشخیم داشته باشد. آزمون دموکراسی این نیست که آیا حکومت مخالف خوب را تحمّل میکند. آزمون این است که آیا حکومت میپذیرد تعریف «مخالف خوب» اساساً در صلاحیّت او نیست؟
اقتدارگرایی بالغ
از این منظر، شاید تعبیر «اقتدارگرایی نرم» نیز کافی نباشد. آنچه با آن روبهرو هستیم میتواند اقتدارگرایی بالغتر باشد. اقتدارگرایی نابالغ میگوید: «هر کس با من نیست دشمن من است.» اقتدارگرایی بالغتر میگوید: «همهی مخالفان دشمن نیستند. باید میان آنها فرق گذاشت.» اولی همه را سرکوب میکند، دومی طبقهبندی میکند. اولی مخالف میسازد، دومی مخالفان را تقسیم میکند. اولی میخواهد سکوت ایجاد کند، دومی میتواند اجازه دهد برخی سخن بگویند، مشروط بر آنکه حدود سخن را خودش تعیین کند. به همین دلیل، نرمشدن ظاهری حکومت لزوماً نشانهی کاهش ظرفیت اقتدارگرایی نیست. گاهی درست برعکس است: قدرت یاد گرفته است با ابزار کمتر خشن، نتایج مؤثرتری به دست آورد.
پرسش درست چیست؟
بنابراین در برابر پیشنهاد بازگشت ایرانیان، پرسش سطحی این است: «آیا خوب است که برخی مخالفان بتوانند برگردند؟» پاسخ روشن است: بله. اما پرسش سیاسی مهمتر این است: «چه کسی تعیین میکند چه کسی میتواند برگردد؟»
پرسش پیش پاافتاده این است: «آیا حکومت نسبت به گذشته مداراتر شده است؟» ولی پرسش مهمتر این است که «آیا مدارا به حق تبدیل شده یا همچنان امتیازی قابل بازپسگیری است؟» این پرسش که «آیا پزشکیان نیت خوبی دارد؟» راهی نمیگشاید. پرسش جدیتر آن است که بپرسیم «اگر پزشکیان فردا نباشد، چه نهادی این حقوق را تضمین میکند؟» همچنین، این پرسش سطحی است که «چرا از گشایش استقبال نکنیم؟» البته که باید استقبال کرد؛ اما استقبال از کاهش بیعدالتی نباید به سوءتشخیص ماهیّت قدرت منجر شود.
شاید تعریف نهایی سادهلوحی سیاسی همین باشد: «دیدن امتیاز و ندیدن قدرتی که هنوز اختیار اعطا و پسگرفتن آن را در دست دارد.» شهروند آزاد کسی نیست که حکومت او را «خوشخیم» تشخیص داده است. شهروند آزاد کسی است که حکومت اصلاً صلاحیت ندارد عقیدهی سیاسی مسالمتآمیز او را به خوشخیم و بدخیم تقسیم کند. از این منظر، مهمّترین پرسش درباره فهرست مخالفان خوشخیم این نیست که چه کسانی نامشان در آن قرار گرفته است. پرسش بنیادیتر این است:چه نوع رژیمی خود را صاحب صلاحیّت میداند که برای مخالفانش فهرست تهیه کند، آنان را درجهبندی کند و سپس به گروهی از آنها اجازه دهد از حقوقی برخوردار شوند که باید از ابتدا متعلق به همه شهروندان باشد؟ پاسخ به همین پرسش، بیش از هر سخن آشتیجویانهای، ماهیّت نظام سیاسی را آشکار میکند.
مهدی خلجی
https://t.me/khalajich
Telegram
Mehdi Khalaji مهدی خلجی
در قلمرو هنر، ادبیات و علوم انسانی
On Humanities

August 30, 2026 1.5K 28