🔴میگویند تورلیدر جوانی از مسیر ناشناختهای صعودی در فوسک(کوهپایهی کرمان) انجام داده و جان بر سر این ناشناختهگی مسیر گذاشته است. چقدر ناراحت کننده... دوستی که او را میشناخته بیشتر ناراحت است و از همراهی در سفرهای او میگوید. افسوس...
من هم به عادتی که دارم در اینستا دنبال عکسی از آن جوان میگردم. او را چندباری دیدهام... یادم میآید موکلی دارم که سال گذشته به من میگفت به پسر سی ساله ام گفتهام تا ورزش و کار و بارت کوهنوردی است اجازه نمیدهم ازدواج کنی... یک دختر به هزار امید به خانهی تو میآید اما تو جانت کف دستت است. یک ماه نگذشت که آن پدر با لباس مشکی به دفتر آمد و گفت پسرش در کوههای جوپار در مسیر ناشناختهای سقوط کرده و جان داده است و این گونه دختری هم عزادار یار نشد...!
باز هم یاد سه جوان کوهنوردی میافتم که سالها پیش در کوههای جوپار یخ زدند و آنها را در جای گرمی گذاشته بودند تا شاید برگردند و خیلیهای دیگر که در این سالها جان خود را در کوهها جا گذاشتهاند. یکی میگوید: کسی که مواد مصرف میکند عمر بیشتری از رهروان ورزشهای خطرناک دارد و راست میگوید... تمرین و تجهیزات و شناسایی مسیرها و موقعیت خیلی مهم است و باز هم راست میگوید که تنیس ورزشهای راکتی پرهیجان و کم خطرند. صبحها در پارک مادر هیجان آنهایی را که تنیس یا بدمينتون بازی میکنند دیدهام...!
خودم از همان اول علاقهای به کوهنوردی نداشتهام. همان چندباری هم که به صورت جدی رفتهام یکی دوبار را جایی گیر کردهام و به سختی افتادهام...! آن را هم دیدهام چقدر سخت است.
دوستی دیگر حرف مهمی میزند. بعضیها آنقدر عاشق کوه و دشت و شیبهای تند شدهاند که دلشان میخواهد همانجا تمام شوند و به معشوق بپیوندند. راستش من هم دیدهام مشابه آن را...
یکی هم گفت چرا اینقدر زود شده رفتنها...؟ یاد شعر قیصر امینپور افتادم و دیدم اساسا برای بعضی زود دیر میشود و ممکن است برای بعضی زودتر...:
"حرف های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!"
حرفهای ما ناتمام... حرفهای ما ناتمام
بله... این شکلی است...
#وحید_قرایی
@kermanvakil
12
5August 31, 2026 60