کریستین هانا" در کتاب "بلبل" از قول یکی از شخصیت‌های کتاب نوشته: "اگر… — کرمان وکیل — TG.ME

"کریستین هانا" در کتاب "بلبل" از قول یکی از شخصیت‌های کتاب نوشته:
"اگر من توی این زندگی طولانیم چیزی یاد گرفته باشم،اینه که عشق، به ما چیزی که دوست‌ داریم باشیم رو نشون میده و جنگ چیزی که واقعاً هستیم...!"

این بخشِ کتاب از اون جهت اهمیت داشت که ما هم شرایط جنگ و بحران‌های مختلف رو تجربه کردیم و می‌تونیم خودمون رو با معیارهای اون بسنجیم. بسنجیم و ببینیم که چهره واقعی مردمان یک کشور از دیدگاه نویسنده‌ی کتاب در شرایط سخت و سخت‌ترش چجوری بوده و مثلا می‌تونیم به این تحلیل برسیم که ما در دشوارترین شرایط هم تا حالا سعی کردیم همدیگرو تنها نگذاریم و کنار هم بمونیم.
در نگاهی شخصی‌تر، در شرایطی که نوری از عشق در دلمون تابیده و زیستی عاشقانه داشتیم چه رفتاری و رویه‌ ای داشتیم و در شرایط بحران و جنگ و استرس و فشار چه خوابی برای همدیگه دیدیم...؟ اینکه ما آدم‌ها در شرایط خیلی سخت هم بتونیم به دیگران گرما و نور ببخشیم کار بزرگی رو انجام دادیم و به انسانیت خودمون جلوه و معنا دادیم...
در روزهای آرام و عاشقانه، همه‌ی ما می‌تونیم مهربان، بخشنده و ایده‌آل باشیم. اما وقتی جنگ، گرسنگی، ترس یا استرسِ شدید از راه می‌رسه، تمام لایه‌های تزیینی ما می‌ریزه و ما با هسته‌ی سخت شخصیت خودمون روبرو می‌شیم...

بگم که "بلبل" نوشته‌ی خانم "هانا" رمانی درباره مقاومت مردم فرانسه در جنگ جهانی دوم علیه نازی‌هاست. قهرمانانش دو خواهر به اسم "ویان" و "ایزابل" هستن، یکی خانه‌دار و دیگری ماجراجو که این سرآغاز تضادهایی هست که نویسنده در جریان داستان او‌ن‌ها رو خلق می‌کنه. تضادهایی که این دو خواهر رو مقابل هم و مقابل پدیده‌ای به اسم جنگ می گذاره. با پیشروی دشمن توانایی این دو زن در مقابله با مشکلات و شرایط ترسناک زندگی آزمایش می‌شه تا هر دو از قدرتی که دارن، شگفت‌زده بشن...

بله... گاهی قدرت و تاثیری که در بدترین شرایط حاکم هم می‌تونیم بروز بدیم برای خودمون و بقیه هم شگفت آور می‌شه...
به قول "ریاض الصالح الحسین" شاعر سوریه‌ای:
"صبحگاه
نخستین واژه از‌ آنِ توست
و شامگاه
آخرین واژه نیز برای توست
و میان صبح و شب
هم‌چون پروانه‌ای پرواز می‌کنی
و چونان عطر پراکنده می‌شوی..."

عطری که می‌تونه عطر خوش زندگی باشه...

#وحید_قرایی
@kermanvakil
❤10👏1
August 27, 2026 87