روزهای سختی که زیر سایهی جنگ میگذرانیم
🔴همه با هم برای نجات رویاهایمان
📝 #وحید_قرایی
روزهایی خاص را میگذرانیم. روزهایی که فصلی نو در تاریخ این مملکت زخم خورده است. زخمهایی که بر تن خستهی ایران نشسته به قدمت تاریخ زندگی بر این خاک و گویی پایانی هم بر آن متصور نیست. به ضخامت تمام کتابهای تاریخ این سرزمین که خون بوده است و دفاع و سلحشوری. شوریدن بر اهریمن و تسلیم نشدن... مقاومت و دست شستن از همه چیز بهخاطر تن این وطن... بخاطر آزادی از هر یوغ و تحکمی... آری اینچنین است... اینچنین.
در زیر سایهی جنگ همه چیز متفاوت و زندگی مردم خارج از روال عادی گذشت. همهچیز معطوف رویدادهای مربوط به جنگ شده است . آنهم برای مردمی که هنوز در شوک وقایع دیماه ۱۴۰۴ بودند و هر انفجار و حمله بمب و موشکی شوکی جدید بر آنها وارد کرد و میکند و داغ کودکان دانشآموز میناب و مرگ هموطنان در جای جای ایران داغی بزرگ شد روی داغهای بزرگ قبل... همه چیز با غم سرشته شده است و نگرانیهایی که گویا انتهایی ندارد. نه کسی میتواند جلوی این وقایع را بگیرد و نه میتواند آخر آن را بخواند! همه در انتظار و تعلیق روزگار میگذرانیم...
گذشتن سلامت از این روزها تدبیر بزرگ میخواهد... چه از سوی حاکمیت و دولتمردان و چه از سوی مردمی که باید با سختیها کنار بیایند و خرج و دخلشان را متناسب نمایند.
گرانی و تورم لحظهها را با هم متفاوت کرده و همه کمربندها را محکم بستهاند و حتی در انتظار روزهای سختتر هستند. بخش مهم حملههای آمریکا اقتصاد کشور را هدف قرار داده و اثرات این موضوع خود را به رخ حساب شهروندان و ذخایر و کسب و کارشان میکشد! ایرانیها در استرسِ کمآوردنِ بیش از این، "برابر" شدهاند و اميد را میجویند...
همه با نگرانی از آینده میگویند و میگویند که نمیدانیم چهخواهد شد... بسیاری آرزوی تدبیر دارند و پایان این فصل خونین به تدبیر مدبران و آمدن روزهایی که لااقل بتوان روی فردا هم حساب کرد و برنامهای برای آن ریخت!
در این روزهای خاصی که میگذرانیم همه در نگرانیهای بسیاری به اشتراک رسیدهایم و البته در امیدهایی... همه در تلاشند برای زنده نگه داشتن رویاها... در کنار هم و با هم ماندن برای گذر از شرایط سخت و دست یکدیگر را محکمتر گرفتن... اکنون همه در یک کشتی و همه در حال عبور از مسیری با امواج خرد کننده و طوفانی سهمگین هستیم. سرنوشت همهمان در هم گره خورده و نجات این کشتی به تدبیر و همفکری و با همبودنمان بستگی پیدا کرده است. دیگر وقت افراط و تندروی و انجام کار بیتدبیر نیست و برای هر تصمیمی باید همه جوانب و تبعاتش را در نظر گرفت و از افتادن در جریانات احساسی و بدون اتکا به عقلانیت جمعی و در نظر گرفتن مصلحت ملت پرهیز کرد... روزهای سختی را میگذرانیم که باید با امید و تدبیر، رویاهایمان را زنده از زیر آوار جنگ بیرون بیاوریم...
سپیده که بدمد
فوجی از پرنده ها
دوباره بر فراز رود پرواز خواهند کرد
غمگین نباش
ظلمت
در سیاهی خود فرو خواهد ریخت
همچنان که نور بر دره های ژرف
و شادی
چهره ی عبوس شهر را
به کهکشانی از ستاره های روشن
بدل خواهد کرد
سپیده که بدمد
دوباره با هم
در خیابان ها خواهیم رقصید
دوباره
ترانه های روشن خواهیم سرود
از آبی دریاها
از غرور بیشه ها و کوه ها
از شکوه وطن
در سیاره ی زخمی ِ زمین
غمگین نباش
رود
تاریکی را خواهد شکافت
و از تل خاکستر
زیباترین گل ها خواهند رویید
شکوه مند ترین ِ دشت ها
و نیز زیباترین رویاها...
(شعر: احمد نجاتی)
@kermanvakil
*منتشر شده در شماره ۹۶ ماهنامه سرمشق
10
3
1
1August 29, 2026 141 1