وقتی تازه کتاب را خریداری کردم، نمی‌دانستم انچه به دست دارم، فقط یک… — گل‌سنگ — TG.ME

گل‌سنگPhoto
وقتی تازه کتاب را خریداری کردم، نمی‌دانستم انچه به دست دارم، فقط یک کتاب نیست و من جهانی پر همهه را در دست دارم.
روزها و ساعت‌ها با صفحات کتاب یکجا دور می‌خورد و من با آدم‌های جدیدی آشنا شدم.
عیاض را عمیق‌تر شناختم،
با دوستانش دوست شدم و از دشمنان او بدم آمد.
در اوایل داستانی بود شبیه به همه‌ی رمان های که خوانده بودم اما بعد....
وقتی عمیق‌تر نگاه کردم، متوجه شدم که نه!
عیاض، فقط یک شخصیت محوری نیست، بلکه آیینه‌ی است از ایمان، صداقت و توکل.
آیینه‌ی که برای من خیلی وقت شکسته بود.
از نگاه او جهان دیدم، جهان قشنگ‌تر بود، توکل کردم و آرام شدم.
وقتی آخرین سطرهای آنرا مطالعه می‌کردم، دلم گرفت چنان که گویی عیاض تنها منصور و عزیر را نه، بلکه مرا هم تنها گذاشته می‌رود.

عیاض!
از آن جمله کتاب‌های است که، داستانش روی طاقچه دل من همیشه می‌ماند و نمیشود به راحتی آن را بست.

#فرح
#مطالعه
❤3👍1
September 4, 2026 13