با احترام به توضیحات شما، اتفاقاً بخش مهمی از صحبتهای شما نگرانی را بیشتر میکند، نه کمتر.
ما با اصل ایجاد یک مسیر جدید برای همکاران دارای بیس علوم آزمایشگاهی مخالفتی نداریم. بحث ما این نیست که چرا باید برای کارشناسان علوم آزمایشگاهی مسیر دکترای حرفهای ایجاد شود. بحث ما این است که ایجاد این مسیر نباید به قیمت نادیده گرفتن مسیری تمام شود که همین امروز برای دکتراهای تکرشتهای وجود دارد و ادامه طبیعی آن، فلوشیپ علوم آزمایشگاهی است.
شما میفرمایید دکترای حرفهای باعث میشود افراد دارای بیس علوم آزمایشگاهی دیگر به سمت گرایشهای تکرشتهای نروند و در نتیجه فلوشیپ حفظ شود. اما این هنوز یک فرض است، نه یک تضمین.
حتی مهمتر از آن، در صحبت شما عبارتی وجود دارد که برای ما دکتراهای تکرشتهای بسیار قابل تأمل است: «پس از این میشود در مورد تکرشتهها نظر داد.»
دقیقاً سؤال ما همین است: چرا باید آینده و تعیین تکلیف دکتراهای تکرشتهای به بعد از اجرای یک مسیر آموزشی جدید موکول شود؟
ما امروز وجود داریم. سالها برای رسیدن به مدرک تخصصی خود آموزش دیدهایم، پژوهش کردهایم و در یک حوزه مشخص تخصص پیدا کردهایم. فلوشیپ برای ما یک امتیاز اضافی یا راهی برای فرار از مسیر موجود نیست؛ ادامه تخصصی مسیری است که تا امروز در نظام آموزشی کشور تعریف شده است.
اگر قرار است دکترای حرفهای ایجاد شود، از نظر ما باید از همین ابتدا در کنار آن، جایگاه و آینده PhDهای تکرشتهای و مسیر فلوشیپ بهصورت شفاف و قانونی تعیین شود.
اینکه گفته شود «فعلاً دکترای حرفهای ایجاد شود، فلوشیپ هم چند سال موازی ادامه پیدا کند و بعد درباره تکرشتهایها تصمیم بگیریم»، برای کسانی که همین حالا در این مسیر هستند اطمینانبخش نیست. چون «بعداً تصمیم میگیریم» دقیقاً همان چیزی است که یک گروه متخصص نمیتواند نسبت به آینده حرفهای خود بر اساس آن برنامهریزی کند.
از طرف دیگر، اگر استدلال این است که دکترای حرفهای موجب کاهش ورود افراد دارای بیس علوم آزمایشگاهی به PhD تکرشتهای خواهد شد، باید مشخص شود این نتیجه بر اساس چه دادهای پیشبینی شده است. تعداد ظرفیتها، تعداد متقاضیان، اهداف شغلی آنها و مهمتر از همه، قوانین مسئولیت فنی باید بررسی شود. نمیتوان آینده یک مسیر تخصصی موجود را بر مبنای یک پیشبینی رفتاری تضمیننشده تعیین کرد.
در مورد پاتولوژیستها هم من فکر میکنم باید یک تفکیک مهم انجام دهیم. اینکه امروز در ساختار تصمیمگیری، پاتولوژیستها نفوذ و نمایندگی بیشتری دارند، میتواند یک مسئله واقعی و قابل بحث باشد؛ اما راه اصلاح این عدم توازن، الزاماً حذف یا تضعیف یک گروه دیگر یا ایجاد یک مقطع آموزشی جدید نیست.
اتفاقاً اگر هدف ما دفاع از جامعه علوم آزمایشگاهی است، باید مراقب باشیم یک گروه را قربانی تقابل با گروه دیگر نکنیم.
برای ما دکتراهای تکرشتهای یک مطالبه کاملاً مشخص وجود دارد:
اگر دکترای حرفهای قرار است ایجاد شود، حق ادامه مسیر تخصصی PhD به فلوشیپ باید از همین ابتدا به رسمیت شناخته شود و ظرفیت، جایگاه حرفهای و آینده این مسیر نباید به تصمیمات مبهم و آینده نامعلوم موکول شود.
ما نمیگوییم مسیر کارشناسی به دکترای حرفهای نباید وجود داشته باشد. میگوییم مسیرهای آموزشی مختلف باید در کنار یکدیگر و بر اساس صلاحیت علمی و نیاز واقعی نظام سلامت تعریف شوند، نه اینکه ایجاد یک مسیر جدید، به تدریج مسیر موجود را بیموضوع یا بینیاز از ادامه معرفی کند.
و یک نکته اساسیتر:
ما دکتراهای تکرشتهای نباید برای حفظ فلوشیپ خودمان منتظر بمانیم ببینیم در آینده چه تصمیمی درباره ما گرفته خواهد شد.
اگر فلوشیپ یک مسیر تخصصی معتبر در نظام علوم آزمایشگاهی است، باید جایگاه آن در ساختار جدید از ابتدا مشخص و تضمین شود.
دفاع از این حق، مخالفت با کارشناسان علوم آزمایشگاهی نیست؛ همانطور که دفاع از دکترای حرفهای نباید به معنای نادیده گرفتن حقوق دکتراهای تکرشتهای باشد.
ما خواهان تقابل نیستیم؛ خواهان این هستیم که مسیری که خودمان سالها برای رسیدن به آن زحمت کشیدهایم، در اصلاح ساختار جدید قربانی نشود.
بنده دیگر بیش از این با رد و بدل کردن متوالی پیام نمیخواهم وقت عزیزان را بگیرم.
آخرین صحبت بنده به همکاران PhD است که مبادا غفلت کنیم و زحمات چندین ساله مان برای دریافت فلوشیپ و خدمت به جامعه آزمایشگاهی با وعده و وعیدهای تحقق نیافتنی به باد رود.
آرزوی موفقیت برای تمامی همکاران گرامی




