اولش فکر کردیم کتابخانه‌ای جدید بگیریم تا کتاب‌های این‌طرف و آن‌طرف… — عیشِ مدام — TG.ME

اولش فکر کردیم کتابخانه‌ای جدید بگیریم تا کتاب‌های این‌طرف و آن‌طرف پخش‌وپلا را سامانی ببخشیم. دنبالِ چوب بلوط نبودیم، اصلا نقلِ این تجملات نبود؛ صرفا می‌خواستیم در گوشه‌ای جا شود، یعنی در اصل اضافه شود به گوشه‌ای و کتاب‌ها را در خودش جا دهد. گران بود یا ریخت‌اش بر ما خوش نیامد، نخریدیم‌اش. بعد فکر کردیم باید خانه را بزرگتر کنیم. اصلا این چاردیواری که مناسب این همه کتاب نیست، نور هم که ندارد. آدم دلش می‌خواهد یک اتاق جدا برای خواندن و خلوت کردن داشته باشد، اتاقی که باریکه‌ی نور روز از پسِ پرده سبزفامی بر آن بتابد، اتاقی از آن خود.
خانهٔ بزرگتر گران بود یا جابجایی دشوار، فکرش را از سر بیرون کردیم. شاید هم رخوت و سستی نمی‌گذاشت دیگر تکانی بخوریم. گفتیم کمی‌ از کتاب‌ها را ببخشیم، کمی دیگر را بفروشیم. مثلا دورهٔ آثار فلانی به چه کارمان می‌آید؟ ما که هر روز خواندنِ جست‌وجوی زمان از دست رفته را به تعویق می‌اندازیم، همین یک کتاب دوره‌ای برای‌مان بس است، مابقی‌اش پیشکشِ مجموعه‌داران، خانه‌داران... ما را همین پروست بس.
دلمان نیامد یا کتاب‌ها خریدار نداشت، نگه‌شان داشتیم؛ روی زمین، سوارِ هم‌دیگر، جلدسخت‌ها آن زیر، جلدنرم‌ها رو. دوره آثار فلانی خودش یک ستون. پروست ماند کنارِ تخت، در انتظار.

" آدمی دیر زمانی در شیدایی نتواند زیست."
ژروم و سیلوی که شخصیت‌های کتاب‌ هستند بنیاد فکرشان این است: "همه یا هیچ... کتابخانه یا از چوب بلوط باشد یا اصلا نباشد، و اصلا نبود."
هر دو در تمنای مالدار شدن. اسیرِ چیزها. فلان لباس و بهمان مبل؛ سرگرمِ رفقا و دورهمی‌ها. سرِ دوراهیِ حمایت از این جنبش یا نفیِ دیگری. هر دو در تلاش فراوان برای فرار از چرخه‌ی زیستن در نظم روزمرۀ سرمایه‌دارانه( پِرِک در این دوره تا‌حدی چپ‌گراست).
اما سرآخر آیا مفرّی هست؟ می‌شود از این انتظام گریخت؟ مثلاً می‌شود رها کرد و رفت در بندری، دهاتی، مأوا گرفت؟
شخصیت‌های ما، قهرمان‌های‌مان( بالأخره هر داستانی قهرمانی دارد، خواه خیلی هم عملِ قهرمانانه‌ای انجام ندهد) از پیِ سودای تن ندادن به این انتظام، به راهِ دریا هم می‌روند...


پی‌نوشت:
ترجمهٔ احمد سمیعی رشک‌برانگیز است.
چاپ‌ حاضرِ کتاب در سریِ جیبی‌های نشر علمی‌فرهنگی درمی‌آید.
در مشهورترین نسخهٔ ترجمه انگلیسی، چیزها، به همراه مردی که خواب است( یا به قولی مردی رفته‌ی خواب) در یک کتاب منتشر شده‌اند.
Telegram
عکس‌ و فایل عیش مدام
چیزها
❤10👍4
February 14, 2024 1.3K 17